کارگزاران سازندگی، دیروز و امروز و در استان

گروه سیاسی چیچست نیوز: نیما نکونام : درباره ی کارگزاران هرگز نباید فراموش کرد که باتوجه به پشتوانه مالی قدرتمند خود گام های مهمی را نیز در جهت تولید اندیشه سیاسی و فعالیت های رسانه ای برداشته است و گویی امروز با حضور دوباره در قدرت به عنوان یک حزب درون حکومتی به دوران طلایی دهه ی ۷۰ خود بازگشته است اما هنوز هم باز هیچ اعتقادی به برگزاری کنگره ای گسترده و فراگیر با حضور مهمانانی از طیف های مختلف اصلاحات ندارد.

نیما نکونام - دبیرکل سابق حزاسلامی کار(شاخه آذربایجان غربی)

نیما نکونام – دبیرکل سابق حزاسلامی کار(شاخه آذربایجان غربی)

نکونام دبیر سابق حزب اسلامی کارشاخه آذربایجان غربی :حزب کارگزاران سازندگی غالبا از مهم ترین و تصمیم سازترین گعده های سیاسی موجود در ایران بوده است، با توجه به این مسئله که شاید نتوان بصورت دقیق نام حزب را برای خیلی از احزاب موجود در ایران به کار برد ،حزب کارگزاران هم با اعضای محدود اما ژنرال های متعدد تنها حزب اصلاح طلبی بود که توانست مسئولیت هایی را در اداره کشور بعد از انتخابات ۹۲ به عهده بگیرد.

حزبی محافظه کار، تکنوکرات در زیر سایه آیت الله و در نهایت و امروز اصلاح طلب با پشتوانه قوی مالی با توجه به مشی و هوش اقتصادی بالای ژنرال های آن، حزبی که در ۷۴٫۱۰٫۲۷ نزدیک به پنجمین انتخابات مجلس شورای اسلامی زمانی که چپ های پیرو خط امام هرگز حضوری در مجلس نداشتند، این حزب به امضای ۱۶ نفر از وزرا و معاونین رئیس جمهور و رئیس بانک مرکزی با حضور برادر آیت الله اعلام موجودیت کرد، هر چند با نظر رهبری نام وزیران از لیست حذف شد، اما همراه همیشگی و بنیانگزاران اصلی بودند.

شعار این حزب عزت اسلامی، تداوم سازندگی در سایه عدالت اجتماعی و آبادانی ایران بود و در بیانیه ای راه خود را حمایت از هاشمی نامید و نتایج حمایت از آیت الله را تبین و تفیسر کرد که حمایت از هاشمی، حمایت از گسترش عدالت اجتماعی و رفاه عمومی است، حمایت از راه امام و پیروی از ولایت مطلقه فقیه است و حمایت از جهانی شدن انقلاب است و …..

دلیل اصلی تاسیس این حزب بی شک ایستادگی در برابر تمامیت خواهی راست گرایان مجلس چهارم از کابینه ی دوم هاشمی و مخالفتشان با وزیرانی بود که همسوی آن مجلس یک دست راستی نبودند از آنجا بود که اطرافیان آقای هاشمی در هنگام نبود جریان چپ به این فکر افتادند که دیگر مجلس را کامل به راست های منتقد دولت نسپارند و در نتیجه حزب کارگزارانی که خواستگاه چپ پیرو خط امامی نداشت و هرگز نه در جریان شناسی سیاسی و نه در شعار چپ نبود به ائتلافی همیشگی با مجمع روحانیون مبارز تنها گعده سیاسی آنروز چپ ها رسید و در لیستی مشترک بین کارگزاران و مجمع روحانیان مبارز در مقابل جامعه روحانیت مبارز قرار گرفتند یعنی در یک طرف، عبدالله نوری، فائزه هاشمی، مصطفی معین، فاطمه کروبی و محمد باقر نوبخت و در طرف دیگر ناطق نوری، حسن روحانی و موحدی کرمانی و محمدرضا باهنر که این صف آرایی موجب رقابتی جذاب و نفس گیر شد، هرچند باز هم مجمع روحانیون و چپ ها از رد صلاحیت ها بی نصیب نبودند و همین باعث شد هرگز به لیست مجزا فکر نکنند تا خیال کارگزاران هم از لیست مشترک راحت باشد، در نهایت این رقابت باعث حضور ۷۱ درصد شرکت کننده یعنی بیشترین میزان مشارکت در انتخابات مجلس، بسیـــار جالب بود که دختر کوچک آیت الله در تهران بعد از ناطق نوری دوم شد، مجید انصاری از جریان چپ وارد مجلس شد و با کسب ۱۲۰ نفر از اعضای مجلس اقلیتی قدرتمند در مجلس پنچم شکل گرفت و همچنین توانست با مهره ای قدرتمند چون عبدالله نوری برای ریاست مجلس ناطق نوری مزاحمت ایجاد کند که در نهایت شیخ نور ناطق نوری تنها با ۱۱ رای اختلاف رئیس مجلس شد و دکتر حسن روحانی معاون اول وی و محمد باقر نوبخت سخنگوی مجلس بی شک حضور این اقلیت قدرتمند بود که ناطق نوری را در آینده به سمت همراهی و یاری دولت اصلاحات پیش برد.

سپس کارگزاران سازندگی در دوم خرداد ۷۶ هم در کنار کاندیدای مجمع روحانیون مبارز قرار گرفت هرچند هم خوانی زیادی بین شعارها و پیام های انتخاباتی خاتمی و کارگزاران وجود نداشت اما ائتلافی از قبل مجلس پنجم بین این دو بود که عده ای هم اعتقاد دارند که این همراهی کارگزاران نه بر اساس اعتقاد سیاسی بلکه بر اساس یک ائتلاف سیاسی و قراری برای تصاحب چند وزارت خانه بود، که بعد از پیروزی هم در چند وزارت خانه تاثیر گذار ژنرال های خود را مستقر کرد.

طولی نکشید که اولین اختلاف ایجاد شد، ۱ آبان ۱۳۷۷ باز به دلیل رد صلاحیت های گسترده نیروهای چپ مجمع روحانیون مبارز تصمیم به تحریم انتخابات را گرفت و کارگزاران سازندگی را نیز در این اقدام خود شریک کرد که به یک باره تصمیم کارگزاران تغیر کرد و اقدام سیاسی کارگزاران واکنش تند عضو ارشد مجمع علی اکبر محتشمی پور را برانگیخت : { کارگزاران سازندگی به نظریه های خود استوار نیست، به طوری که ما را نهی می کردند و می گفتند نباید شرکت کرد، اما حالا در چرخش ۱۸۰ درجه ای هم شرکت می کنند هم لیست می دهند } هر چند دبیر کل در جواب این حرف به ارزش بالای انتخابات خبرگان رهبری اشاره کرد اما نه چپی ها را راضی کرد و نه مردم را به شرکت در انتخابات، در نظر نگارنده این اقدام سیاسی نشانه ی بارز محافظه کاری کارگزاران است اگر نقلی بر عدم وفای به عهد آن نباشد.

کارگزاران هم که شاید مانند خیلی ها تصور نمی کرد دوم خرداد ایران را اینگونه زیرو روکند و به یک باره موج عظیمی از توسعه طلبی و آزادی خواهی را در ایران به وجود آورد و آن پیروزی قاطع را برای خاتمی و ملت ایران به دنبال آورد، خود را مجبور به دوم خردادی شدن دید، و جزو ائتلاف نیروهای دوم خردادی، طرفدار اصلاحات و شعارهای رئیس جمهور وقت قرار گرفت و به سهمش از کابینه هم رسید.

اما اختلافی دیگر بین چپی های پیرو خط امام که این بار هم قدرتمند تر شده بودند و هم تشکیلاتی تر و شاید جسور تر و دیگر تنها خود تصمیم می گرفتند و تن به هر ائتلافی نمی دادند، تاریخ ۷ خرداد ۱۳۷۹ مجلس ششم و اختلاف بر سر سر لیستی و آمدن نام آیت الله هاشمی و جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و چپی هایی که هرگز با آوردن نام او راضی نشدن و کارگزارانی که بدون ائتلاف این بار بازنده بود و با سر لیستی آیت الله هاشمی رفسنجانی و با حذف نام سید محمد خاتمی و مهدی کروبی سرنوشتی جز شکست قطعی نداشت که در آن دوران عدم همراهی با اصلاحات همواره جوابی جز شکست از مردم نمی گرفت فائزه هاشمی نقر دوم تهران به رتبه ۵۰ پرتاب شد و به مجلس نرسید و آیت الله هم سرنوشتی جز انصراف از مجلس نداشت، بی شک هرگز کارگزاران نمی توانست آیت الله را در نظر نگیرد هرچند با قبول شکست.

اما در مرداد ۱۳۸۰ در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کارگزاران سازندگی در همراهی با چپ و حمایت از خاتمی کم نگذاشت و دوباره خود را در پیروزی خاتمی سهیم کرد تا باز هم در تعدادی از وزارت خانه ها سهیم باشد، و در انتخابات سال ۸۴ هم خود را در شکست و اشتباه استراتژیک و محاسباتی جریان چپ با اسرار بر کاندیدای همیشه محبوب خود سهیم کرد و دیگر احزاب اصلاح طلب نیز با تکرار این اشتباه و اصرار بر کاندیدای مطلوب خود این جریان و ملت ایران را محکوم به شکست کردند، در سال ۸۸ نیز اتفاقی افتاد که حزب نبودن، احزاب در ایران و گعده بودن آنها و برای مثال همین کارگزاران سازندگی را ثابت کرد که در اتفاقی عجیب دبیر کل حزب غلامحسین کرباسچی از مهدی کروبی حمایت کرد و همیشه و همجا همراه او بود اما حزب کارگزاران در ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود و برای او کم نگذاشتند.

کارگزاران پیش از انتخابات یازدهم ریاست جمهور هم از ابتدا پیشتاز شرکت در انتخابات بود و این بار بعد از اتفاقات ۸۸ یک دست و همراه همشکی اصلاح طلبان می نمایاند هرچند به نظر می رسید که خود را قوی تر و محق تر از همه احزاب سیاسی موجود می دانست به خصوص در نبود جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و بعد از رد صلاحیت آیت الله هم همراه با حزب اعتدال و توسعه از همراهان دکتر حسن روحانی بود و در انصراف دکتر عارف نیز سهیم بود و مصاحبه دبیر کل نسبت به انصراف قطعی دکتر عارف قبل از انصراف دکتر عارف در قطعی شدن کنارگیری وی و حتی گله مندی او نقش مهمی داشت و این بار هم با سهیم بودن در پیروزی سهمی هم در کابینه داشت.

بعد از انتخابات ۹۲ حزب کارگزان دست به ترمیم شورای مرکزی خود زد و تعدادی نیروی جوان و تحصیل کرده را به شورای مرکزی خود افزود که گویا موجب دلخوری برادر آیت الله و درنتیجه انصراف وی از حزب شد هرچند وی هرگز این ادعا را نداشت، درباره ی کارگزاران هرگز نباید فراموش کرد که باتوجه به پشتیبانه مالی قدرتمند خود گام های مهمی را نیز در جهت تولید اندیشه سیاسی و فعالیت های رسانه ای برداشته است و گویی امروز با حضور دوباره در قدرت به عنوان یک حزب درون حکومتی به دوران طلایی دهه ی ۷۰ خود بازگشته است اما هنوز هم باز هیچ اعتقادی به برگزاری کنگره ای گسترده و فراگیر با حضور مهمانانی از طیف های مختلف اصلاحات ندارد.

استان آذربایجان غربی نیز از اولین همراهان و شاخه های استانی حزب در ایران بود که مهندس بهروز نورمحمدی از سال ۷۴ در همان سال تاسیس حزب به عنوان دبیر کل کارگزاران در این استان منصوب شد که نشان دهنده فضای سیاسی موجود در این استان است و بی شک موفقیت هایی داشت که شرح آن در توان نگارنده نیست اما با گذشت سالها و رسیدن به امروز بعد از ترمیم حزب و اینکه فعالیت حزب در استان ها هم آغاز شد گمانه زنی هایی هم نسبت به تغیر اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران شنیده شد که لیست های متفاوتی به عنوان شورای مرکزی حزب جدای از لیست دبیر کل استان هم به تهران ارسال شده است برای من به عنوان یک دانشجوی جوان که سابقه ی محدودی هم در فعالیت حزبی داشته ام بسیار تعجب برانگیز بود مگر فعالیت در یک حزب بر اساس یک عقیده نیست؟ و مگر یک حزب محل فعالیت سیاسی بر اساس یک نظر مشترک تعدادی هم نظر نیست؟ مگر حزب منصبی یا پستی دولتی است؟ و یا به شورای مرکزی این حزب حقوقی می دهند که ما بی خبریم؟ مگر حزب کارگزاران بر اساس یک فکر و منش سیاسی خاص تاسیس نشده است؟ و جناب دبیر در استان هم ۱۸ سال بصورت تشکیلاتی همراه این مجموعه بوده است، حال امروز چه شده است که عده ای به یک باره می خواهند این شورا را تغیر دهند و خود را معرفی کنند؟ هرچند امروز نام کارگزاران، پشتوانه مالی کارگزاران و سایه آیت الله وسوسه برانگیز است اما اصلاح طلبی عرصه اخلاق مداریست، به احتمال زیاد وجود لیست های متفاوت به دلیل نقدیست که دوستان به شورای مرکزی قبلی داشته اند تردیدی وجود ندارد که احتمالا انگیزه ای برای تصاحب قدرت حزب کارگزاران وجود نداشته است و تنها برای ترمیم به سمت مطلوب شورای مرکزی حزب در استان بوده است.

۱۷ بهمن مهندس غلامحسین کرباسچی دبیرکل کارگزاران سازندگی برای معرفی شورای مرکزی جدید استان به شهر ارومیه آمد، این لیست در نگاه اول بی شک یک مرجع برای اصلاح طلبان استان است، اگر کارگزاران ژنرال هایی در شورای مرکزی در تهران دارد و آن ها را به کابینه ی دولت می فرستد، ژنرال های اصلاح طلبی در استان هم در لیست این شورا هستند، از مبارزان سیاسی اول انقلاب تا امروز، دبیران احزاب تاثیر گذار و تعیین کننده اصلاحات که متاسفانه امروز امکان فعالیت ندارند برخی از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم شهرستان های استان و یکی از اساتید اخلاق مدار و خوش فکر دانشگاه در این لیست وجود دارد.

از انتقاداتی که می توان به این لیست وارد کرد جای خالی عضوی جوان در این لیست است که نبود انرژی ممکن است کارکرد حزب و تحزب را بصورت مداوم در این شاخه با مشکل مواجه کند و ما فعالیت این حزب را فقط در زمان انتخابات ببینیم که از کارگزاران سازندگی اصلا بعید نیست، اما نمی توان فراموش کرد که بی شک این افراد تا حد زیادی مرجع و رهبر و یا حداقل از بزرگان اصلاح طلبی در استانند.

به امید امکان تحزب، احساس نیاز به تحزب و تلاش برای تحزب در ایران –نیما نیکونام

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :