افشاگری بحران دریاچه ارومیه در گفتگو با فاطمه ظفرنژاد

گروه محیط زیست چیچست نیوز: تحلیل بحران دریاچه ارومیه در گفتگو با یک پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب…/قراردادهایی  به شکل پنهانی با شرکت هایی که صلاحیت فعالیت در زمینه احیای دریاچه ارومیه را ندارند بسته می شود..

 

 

 

درگزارش روز یکشنبه ۱۶ فرودین توسط ستاد احیا دریاچه : اطلاعات ارائه شده از سوی ستاد احیا دریاچه ارومیه نشان می دهد مقایسه  آخرین وضعیت تراز دریاچه ارومیه  با زمان مشابه سال گذشته و دوره های قبل  با تراز اکولوژیک دریاچه ۳/۴۱ متر اختلاف دارد!

 

به گزارش چیچست نیوز : به نظر می رسد مقصر اصلی خشکی دریاچه ارومیه، سدسازی های مکرر و نگاه از بالا به پایین عده ای مهندس شهرنشین و مرکزنشین است که برای جایی که صلاحیت تصمیم گیری نداشته اند، تصمیم گیری کرده اند و مصاحبه های آقای کلانتری در مورد روبرو بودن با فاجعه کم آبی در ایران نیز در واقع رفع مسوولیت از خود به عنوان ریاست کمیته است.

zafarnejad

فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب در نقد مدیریت آب کشور به خصوص در حوزه دریاچه های هامون و ارومیه گفت: مشکل دریاچه هامون، یک مسأله فراملی است که به کمک افغانستان و برداشتن سد یا رهاسازی بخشی از آب آن نیاز دارد تا هامون بار دیگر پر‌آب شود. اما مساله دریاچه ارومیه مسأله ای کاملاً ملی است و حوزه آبریز دریاچه ارومیه در داخل کشور وجود دارد و آب بیش از ۲۰ رودخانه مهم همچون زرینه رود و سیمینه رود به دریاچه ارومیه می ریزد.

ظفرنژادگفت: : خشکی دریاچه ارومیه بر اثر اشتباهات مکرر ۶۰ ساله گذشته ایجاد شده که در واقع از دهه ۴۰ با ساخت و آبگیری سد زرینه رود این اشتباهات آغاز شده و تا به امروز در تقلید از یک الگوی بیگانه ادامه دارد؛ به طوری که در حدود ۵۶ سد بر روی دریاچه ارومیه زده شده که باعث خشکی آن گردیده است، که البته قابل پیش بینی بود؛ کما این که حدود ۱۵ سال پیش به کارشناسان اعلام شد که با این اوضاع سدسازی، دریاچه ارومیه خشک خواهد شد، اما کسی توجه نکرد؛ زیرا ساخت و ساز سدها آنقدر پرسود و توهم توسعه چنان پررنگ بود که کسی به مسایلی این چنین توجه نمی کرد.

کمیته احیای دریاچه ارومیه با همان سازوکارهای پر تخلف و ندانم کاری های تکنوکرات های وزارت نیرو شکل گرفته است
این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب با بیان این که از حدود پنج سال پیش مسأله خشکی دریاچه ارومیه به قدری حاد شد که مسوولان به فکر احیای دریاچه ارومیه افتادند، اظهار داشت: به همین منظور کمیته احیای دریاچه ارومیه دو سال پیش به وجود آمد که البته با همان سازوکارهای پر تخلف و ندانم کاری های تکنوکرات های وزارت نیرو شکل گرفت و نگرش نه چندان صحیح مستولی آنها بر کل کمیته باعث شد دو سال مهم و سرنوشت ساز را برای احیای دریاچه از دست بدهیم.

فاطمه ظفرنژادظفر نژاد با بیان این که کمیته احیای دریاچه ارومیه تاکنون هیچ فعالیت مثبتی برای جمع کردن سدهای بیشمار موجود انجام نداده است، تأکید کرد: عملیات نجات دریاچه بیشتر بر ساخت سازه هایی میان رودخانه های چون سیمینه رود و زرینه رود یا انتقال آب از ارس، خزر و یا حتی خلیج فارس معطوف شده که نشان دهنده این است که کمیته هنوز به نتیجه و نگرش درستی درباره توسعه پایدار،‌ نقش جوامع بومی در پایداری حوزه های آبخیز و آبریز، و در خصوص چرایی خشکیدن و راهکارهای احیای دریاچه ندارد.

وی با بیان این که قراردادهایی نیز به شکل پنهانی و بدون شفافیت و آگاهی رسانی به مردم با شرکت هایی که صلاحیت فعالیت در زمینه احیای دریاچه ارومیه را ندارند بسته می شود، ادامه داد: حتی بعضاً برخی از رؤسا و اعضای کمیته احیا نیز با نگاه نادرست خود، روند احیای دریاچه را با مشکل مواجه کرده اند؛ در صورتی که احیای دریاچه ارومیه جز با نگاه درست به توسعه پایدار و بهره گیری از خبرگان و کارشناسان واقعی در این زمینه و البته جز با مشارکت واقعی و نه ابزاری صاحبان حق آبه های ارومیه که کشاورزان و عشایر و خبرگان بومی کشاورزی منطقه هستند امکان پذیر نیست.

مقصر اصلی خشکی دریاچه ارومیه، سدسازی های مکرر و نگاه از بالا به پایین عده ای مهندس شهرنشین و مرکز نشین است
این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب خاطرنشان کرد: در واقع مقصر اصلی خشکی دریاچه ارومیه، سدسازی های مکرر و نگاه از بالا به پایین عده ای مهندس شهرنشین و مرکز نشین است که برای جایی که صلاحیت تصمیم گیری نداشته اند، تصمیم گیری کرده اند و حق آبه های کشاورزان را به ناحق جابه جا کرده و کاربری های تازه ای برای آن نوشتند که به هیچ عنوان محق به انجام این کار نبوده اند.

فاطمه ظفرنژاد با اشاره به این که در حال حاضر نیز همان تکنوکراسی می خواهد دریاچه ارومیه را با همان نگاه از بالا به پایین ونگرش نادرست نسبت به مسأله توسعه و جوامع بومی مولد؛ احیا کنند، یادآورشد: این در حالی است که جوامع بومی حاشیه ارومیه مدت ۶۰۰۰ سال کشاورزی کردند و افزایش محصول را آزمودند اما دریاچه هرگز خشک نشد زیرا آنها کار در طبیعت بومی خود را می شناختند و اجازه نمی دادند که با بهره برداری از طبیعت باعث تخریب آن شوند.

وی اضافه کرد: اما طی شصت سال گذشته که بر پایه یک الگوی تقلیدی در مدیریت آب دچار نگاهی از بالا به پایین به جوامع بومی بوده ایم کسانی که هیچ شناختی نسبت به منطقه حوضه های آبی و نقش آنها در پایداری زیست بوم ندارند و یا حداقل شناخت شان ملموس و حقیقی نیست بر سرنوشت جوامع بومی مولد ما حکمروایی کردند که نتیجه اش همین بحران دهشتناکی است که با آن روبروییم.

طرح هایی مانند برداشت نمک یا تقسیم بندی دریاچه یا پیشنهاداتی از این دست جز از ذهن مهندسان کم دانش بیرون نمی زند
این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب تأکید کرد: البته کمیته احیا دریاچه نیز زیر سلطه همین نگاه و همین تکنوکراتها و مهندسان ناآشنا با موازین بوم شناختی و جوامع بومی دست بکار شد و در گردهمایی های آغازین که غیرخودی ها هم حضور داشتند تشتت فکری مهندسان در برخورد درست با مساله کاملا مشهود بود.

ظفرنژاد اذعان کرد: طرح هایی مانند برداشت نمک یا تقسیم بندی دریاچه یا پیشنهاداتی از این دست جز از ذهن مهندسان کم دانش بیرون نمی زند که البته همین سبب شد که دو سال سرنوشت ساز در احیای این ساغر مینایی سرزمینمان را از دست بدهیم و تکنوکراتهای پایتخت نشین وزارت نیرو به دنبال منافعشان این بلا را بر سر دریاچه ارومیه آورده اند و باعث خشکی آن شده اند و همانها کمیته ای برای نجاتش تشکیل دادند و درست به همین دلیل است که این کمیته یک شکست خورده کامل است و در حال اجرای برنامه هایی در دریاچه ارومیه است که فاجعه است و در واقع نمی داند چه می کند.

وی با اشاره به سخنان عیسی کلانتری در مورد بحران آب در کشور و وقع بحرانی عظیم تر در آینده و کوچ اجباری میلیونها ایرانی به دلیل نبود آب در آینده ادامه داد: از ابتدای ورود آقای عیسی کلانتری به کارگروه نجات دریاچه ارومیه خوشحال بودیم که ایشان شاید کارنامه قدیم خود را در خصوص سدسازی ها و کارگزاران را اصلاح کرد اند و شاید با مسائل توسعه پایدار عمیق تر آشنا شده اند اما کارهای صورت گرفته تاکنون که دو سال از حضور ایشان می گذرد نشان داد که نه تنها کاری صورت نگرفت بلکه دریاچه تقسیم شد و فعالیت های کاملاً غلطی در مورد دریاچه انجام شد.

مصاحبه های آقای کلانتری در مورد روبرو بودن با فاجعه کم آبی در ایران در واقع رفع مسوولیت از خود است
این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب تأکید کرد: مصاحبه های آقای کلانتری در مورد روبرو بودن با فاجعه کم آبی در ایران در واقع رفع مسوولیت از خود است و چیزی است که سال هاست هشدار داده می شود.

ظفرنژاد اظهار داشت: ایشان در حالی که دو سال ریاست کمیته احیا را به عهده داشت اما کارهایی انجام شد که به هیچ وجه شفاف و روشن نیست و اقدام به انجام کارهایی برای دریاچه ارومیه کردند که آنچه که ما از گوشه و کنار شنیدیم دلیل بر نادرستی کامل راه در پیش گرفته بود زیرا خبرگان آب کشور بیش از ۱۵ سال پیش، بحران خشکیدن دریاچه و بحران آب بگونه ای عام در کشور و کم آبی را پیش بینی کرده بودند.

وی افزود: سؤال این جاست که مسؤولانی همچون آقای کلانتری که دو سال ریاست کمیته احیای دریاچه را به عهده داشتند و یعنی دو سال از بهترین سال هایی که می توانست روند خشکیدن دریاچه کند و متوقف شود، طی این دو سال سرنوشت ساز برای حل این بحران چه کرده اند؟!

این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب با تأکید بر این که تقسیم بندی دریاچه ارومیه، انتقال آب و زدن کانال بین دو رودخانه سیمینه رود و زرینه رود از ابتدا نیز غلط بود، بیان داشت: بارها و بارها گفته شد که این قبیل اقدامات اشتباه است اما توجهی نشد ومسوولان باید نسبت به این اقدامات پاسخ گو باشند و قطعا کسی که خود در راس یک مسوولیت قرار دارد باید از کارهای صورت گرفته برای حل بحران سخن بگوید نه این که به گفتن وجود بحران و شلوغ کردن اکتفا کند و مسئول این کمیته باید پاسخگوی مردم باشد.

ظفرنژاد مطرح کرد: آقای کلانتری در جایی گفته اند که خودکفایی کشاورزی ربطی به توسعه کشاورزی پایدار ندارد و با کلمه ناخوشایندی در خصوص خودکفایی کشاورزی صحبت کرده اند در حالی که پایه توسعه پایدار امنیت خوراک است به طوری که تمام اسناد همایش ریو و دیگر همایش های سازمان ملل این مساله را قویاً تأیید و تأکید می کنند زیرا که تهیه خوراک و مواد غذایی اصلی مردم یک سرزمین باید در همان سرزمین و کشور صورت گیرد و برای تداوم نقش نسل بشر روی کره زمین ضروری است.

آیا شناخت ژاپنی ها از مساله آب دراین کشور با اقلیمی کاملاً متفاوت با ژاپن بیش از خبرگان ایرانی است؟
وی اضافه کرد: هر کشور و مردمی باید خودشان امنیت خوراک خود را حفظ کنند و گفتن چنین سخنانی نه تنها از نظر امنیت ملی زیر سوال است بلکه از نظر شناخت توسعه پایدار و لزوم آن به دلیل حفظ نسل بشر بر روی زمین نیز بسیار حائز اهمیت است که متاسفانه در نظر گرفته نمی شود.

این پژوهشگر توسعه پایدار و مدیریت آب تأکید کرد: در حقیقت نه تنها امنیت خوراک اولین پله امنیت ملی است بلکه اهمیت بسیار زیادی هم برای تداوم زندگی و حیات انسان در روی کره زمین دارد زیرا وجود حیات پایدار روی کره زمین موکول به این است که هر مردمی خوراک اصلی خود را خودشان تامین کنند.

ظفرنژاد با بیان این که در خصوص دریاچه ارومیه نیز مسؤولان کمیته احیای دریاچه باید اعلام کند که چه کارهایی برای احیای دریاچه انجام داده اند، اظهار داشت: چرا به مسأله مهم برچیدن و جمع کردن سدها نپرداخته اند؟ چرا از دیگران برای حل مساله مدیریت آب در این نخستین تمدن آبی جهان کمک گرفته اند؟ آیا شناخت ژاپنی ها از مساله آب دراین کشور با اقلیمی کاملاً متفاوت با ژاپن بیش از خبرگان ایرانی است؟ کمیته نجات ارومیه اگر با توسعه پایدار و موازین آن آشنا نیست، چرا مشارکت خبرگان بومی حوضه آبریز ارومیه را جلب نکرد؟ و چرا این کمیته همچنان زیر نفوذ تکنوکراتهای سدساز باقی مانده؟ و هزاران چرای دیگر که متأسفانه بی پاسخ مانده است و به نظر می رسد بیانگر این است که باید برنامه جامع و قاطع دیگری برای نجات دریاچه ارومیه در نظر گرفت که بقول حافظ: هزار نکته باریکتر زمو اینجاست/ نه هر که سر بتراشد قلندری داند.

گزارش از: انتخاب خبر-اعظم شکوهی

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :