بیمه تحمیلی یا تکمیلی!

می‌ایستیم در برابر بیماری

 

 
امروز بالاخره بیمه‌های تکمیلی آمد. سر صبح یک فرم گذاشته بودند روی میز همه کارمندان که شرایط بیمه تکمیلی را توضیح داده بود. مرادی هی به فرم نگاه می‌کرد و هی استغفار می‌کرد. فرم دو نوع بیمه را وعده داده بود.

بیمه تکمیلی نوع اول برای هر نفر ۱۲۰ هزارتومان و نوع دوم برای هر نفر ۵۲۰ هزارتومان. صابری می‌گفت: یک نوع ۲۲۰ هزاری هم می‌گذاشتند بد نبود.

یکهو چرا از ۱۲۰ پریدند به ۵۲۰؟ تیموری سرش را کرده بود توی ماشین‌حساب و تق‌تق حساب می‌کرد. آخرش هم گفت: جور درنمی‌آید.

۵۲۰ هزاری پیشکش، من همان ۱۲۰ هزاری را انتخاب می‌کنم. صابری گفت: به درد نمی‌خورد. من اصلا بی‌خیال شدم. ۱۲۰هزاری‌اش به درد نمی‌خورد. آدم یا باید ۵۲۰ هزاری را انتخاب کند یا نکند. قاسمی گفت: دقت کرده‌اید، بیماری‌هایی که بعید است بگیریم همه در بخش ۱۲۰ هزارتومانی است اما آنهایی که قطعا می‌گیریم در بخش ۵۲۰ هزاری. چرا؟ محمدی گفت: چون می‌خواهند پول بیشتری بگیرند. صابری گفت: من که ندارم بدهم. بیمار می‌شوم و باغرور با آن مبارزه می‌کنم. مرادی گفت: سنگین است.

واقعا ۵۲۰ هزارتومان سنگین است اما مجبورم. در برابر فرزندانم تعهد دارم. من ۵۲۰ هزاری را انتخاب می‌کنم. صابری گفت: به جای این بفرست‌شان بروند ترکیه مسافرت. قاسمی گفت: بچه‌های آقای مرادی اهل این‌طور جاها نیستند. صابری گفت: تایلند که نگفتم ترکیه گفتم. مرادی گفت: قسط می‌بندند که؟ قاسمی گفت: نوشته قسطی از حقوق کم می‌کنند. محمدی گفت: من که همه حقوقم بالای قسط می‌رود و یک چیزی می‌ماند برای پول بنزین. صابری گفت: مرد باش محمدی. می‌ایستیم در برابر بیماری.

نیم ساعت بعد مامور بیمه آمد. فقط مرادی فرم را پر کرده بود. به ما گفت: شما چه می‌کنید؟ محمدی گفت: دعا می‌کنیم. قاسمی گفت: صدقه می‌دهیم رفع بلا بشود. صابری گفت: با ورزش روزانه سلامتی خود را تضمین می‌کنیم. من گفتم: توکل می‌کنیم. مامور نگاهی به مرادی و نگاهی به ما کرد و رفت. مرادی گفت: ان‌شاءالله همه سلامت باشید. همه با هم فریاد زدیم: ان‌شاءالله.

باقی بقای‌تان

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :