رفت از سر خفتگان خماری اما…

استادیوسف پیربوداقی استاددانشگاه وروزنامه نگار ومدیرمسئول هفته نامه فردای ما نوشت:

 

 

 رفت از سر خفتگان خماری اما…

اشاره :

 سال ۹۴ در حالی به روز های پایانی خود رسید که می توان آن را سالی برای امید  به آینده ای خوب و در خور و شأن مردم ایران تلقی کرد..

 در سالی که گذشت جامعه ایران شاهد رخداد های بسیار مهم و حیاتی در زندگی سیاسی و اقتصادی خود گردید حماسه برجام که حاصل تلاش جانفرسای فرزندان صدیق و سخت کوش مردم ایران بود و حماسه ۷ اسفند ،که مردم امید را ،بمعنی متفاوت از دیگران همیشه مدعی و دولتمردان امضا نمو دند اگرچه هیچکدام از این  دوحماسه آثار و عواقب عملی خود را نمایان نساخته اند و هنوز در آغاز راه هستند اما تا اینجا ی کار مصدر کاهش تلخکامی های بسیار گردیده اند و این خو د برای جامعه ای که ۴۹ درصد آن از آسیب های روانی رنج می برند کار در خور توجه و تأملی است و نمی توان آنرا نادیده تصور کرد.

اما در سالی که گذشت تلاش دولت در حفظ ثبات قیمت ها همچنان ادامه یافت و تنگناهای معیشتی مردم با تورم جدید گره نخورد و در حوزه های کلان همچنان در حال ترمیم ویرانی های بازمانده از دولت پیشین بود با نگاهی امید وار به آینده.

انتخاب هفتم اززوایای مختلف  

و اما انتخابات هفتم اسفند از زوایای مختلفی قابل بحث و بررسی است و شاید بتوان آن را جمع بندی سیاست داخلی جمهوری اسلامی بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه دانست؛جناح محافظه کار و تندرو که بیشترین ابزار حاکمیت را در اختیار دارد طی سه سال  گذشته حداقل در سه پروژه سیاسی ناکام مانده است؛ اول در انتخاب رییس دولت یازدهم که علی رغم تمهیدات زیاد این جناح نتوانستند نامزد مورد نظر را بر کرسی اجرایی کشور مستقر کنند؛ در این پروژه تا جایی جلو رفتند که ویترین انقلاب اسلامی یعنی آیت الله هاشمی رفسنجانی را به بهانه کهولت سن رد صلاحیت کردند؛ در بادی امر به نظر می رسید همه چیز مهیا برای بدست گرفتن مجدد قوه مجریه باشد که چرخش افکار عمومی به همراه مدیریت عالی جریان اصلاح طلب و معتدلین آب پاکی بر دست جناح تمامیت خواه مقابل ریخت .

 

دوم موضوع هسته ای بود که  با استقرار دولت یازدهم و حل و فصل توام با درایت تیم مذاکره کننده این اهرم از دستانبهانه جویان داخلی وبدخواهان خارجی خارج شد و ناکامی دیگری را برایشان رقم زد ضمن آنکه حل معضل هسته ای با استقبال عمومی روبرو شد. سوم پروژه حذف اصلاح طلبان با مدیریت رییس دولت اصلاحات و نیز تضعیف جریان اعتدالی با محوریت آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که در این پروژه سیاسی نیز شکست را تحمل کردند زیرا در سال ۹۲ نه تنها این طیف حذف نشدند که خود عامل پیروزی آقای روحانی نامزد انتخاباتی دهمین دوره ریاست جمهوری شدند و هم زمان در شوراهای شهر و روستا نیز توانستند حضور چشمگیری داشته باشند.

 

پیامهای حساس 

امابه نظر میرسد نتایج انتخابات اخیر را نباید صرفا از دریچه یک جریان سیاسی و به عنوان یک دستاورد جناحی تلقی کرد؛ این انتخابات در بطن خود پیامهای مهم و حساسی بصورت ملی دارد که هر دو جناح باید به آنها اهتمام داشته باشند؛ بر اساس آرا ماخوذه حدود۴۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نکردند که اگر بپذیریم کنشگران صحنه انتخابات بیشتر گرایش به دادن رای لیستی داشته اند مفهوم آن چیزی جز عدم مشارکت اکثریتی از طبقات و دهک های پایین جامعه نیست؛ این جمعیت زیر فشار کمرشکن تورم سی تا چهل درصدی در دولت های نهم و دهم و رکود و بیکاری دنباله دار آن تا به حال ،طاقت خود را از دست داده و به نوعی از عصیان درون گرا مبتلا شده است. پتانسیل ایجاد شده در این بخش در کنار بخشی از آرا مخالف و خاموش کرانه بالایی، آتش و پنبه ای را بوجود آورده که اگر از سوی هر دو جناح نادیده گرفته شوند دامنشان را خواهد گرفت و این موضوع را می توان یکی از هشدارهای جدی انتخابات در نظر گرفت این انتخابات  هشداری برای خمارگان و خفتگان همه جناح ها بود.

انتخابات ناخوب

انتخابات نا خوب: اما برخلاف تهران و برخی شهرهای دیگر لیست امیدی برای مردم این دیار یعنی اورمیه  و برخی دیگر از شهر های استان در کار نبود نه جماعت اصلاحی و نه اصولی هیچکدام نتوانستند لیست توانمند و کار آمدی را برای مردم معرفی نمایند و البته جماعت اصلاحی دربی درو پیکری خود سنگ تمام گذاشتند و سر از کم آبرویی سیاسی در آوردند با ۲ گروه متفاوت به صحنه آمدند که هیچکدام چنگی به دل نداشت هردو لیست دست ساز و بزک کرده مینمودند با نمایی  کامل از فرصت طلبی، اما نامزدهای جماعت اصولی پای ثابت این جریان بودند با همه این  انتخابات این دوره از مجلس  در اینجا هم  متفاوت بود و بر خلاف دوره های قبل که چندین گروه و هیئت ویژه ایام انتخابات اسامی را لیست بندی می کردند و در معرض دید مردم قرار می دادند-

 

اما این دوره نه شلم شوربای اصلاحیون کارساز شد  و نه سکوت اصولگرایان جریان اعتدال هم که از همان ابتدا در این دیار آش کشک بود- اما خروجی دور اول این کارزار کسی را مجلس فرستاد که چندان در قاموس سیاسی و اجتماعی نمی گنجد و آنانی که برای دور بعدی ماندند علیرغم تفاوت در کردارها و گفتارها که با شاخص های حداقلی شاید اورمیه و سایر مناطق استان بهره خوبی از انتخابات نداشته باشندبه زبان دیگر پیام این انتخابات  حد اقل برای اورمیه خماری بود هم به جهت  انتخاب دور اول وهم برای انتخاب دور دوم .

 

 دور دوم سهل و ممتنع 

 

نبرد انتخاباتی اورمیه و برخی شهرهای استان به دور دوم کشیده شد- انتخاباتی سهل  که تعداد نامزدها کم است و انتخاب آسان اما مشکل که کمترین سستی ممکن است پیامدهای ناخوشی داشته باشد و نگرانی بیشتر از این جهت که پرچم سازان نهضت های انتخاباتی سر از دخمه های خود آورند و در جرگه ای و گروهی به یک نام و چند نام اوضاع را آشفته نمایند و مردم را سرگردان/

در چنین مناطق و شرایطی منطق سیاسی ایجاب می کند که مدیریت کار برعهده مردم باشد ونه محافل سیاسی قارچ گونه که هروز در حال روییدن است با مدیریت های بی نام و نشانهای نوظهور و البته استخوان دار های سیاسی جای خود دارند وقابل احترام.

 

 

اگرچه در دور دوم مردم اورمیه از آن همشهری عزیز سالها تهران نشین سراغی نخواهند گرفت و یا به سراغ آن نازپرورده (سببی) تهران گرد نخواهند رفت و یادی هم از آن سرکارخانم ناگهان برخاسته نخواهند کرد اما عبور از میان این ۴ نفر باقی مانده هم به سادگی میسر نخواهد بود -اگر کار به روزمرگی نشخواری و تریبون های داد و فریاد تبدیل شود بدی کار بیشتر خواهد بود- اینجا دیگر هنری متفاوت می خواهد تا از این کویر چهارسو به سلامتی عبور شود آنگونه که خوابی آشفته نشود اما از این اما و اگر که بگذریم ۲ نفر از باقی ماند ه های دور دوم برآمده از تابلوی اصلاح شدگان عصر دولت تدبیر هستند و دو نفر دیگر که حداقل برای خود نام و نشان آشکاری حک نکردند و به گفته خود از جنس مردم معمولی هستند اما ترکیب این ۴ نفر به گونه ای است که یک اقدام ناشیانه می تواند گونه دیگری را برای فردای این منطقه رقم بزند – نگرانی اینجاست که رگ غیرت برخی از نوع کذائیون در این اثنا به طپش در آید و آبها گل آلود شود ودر نهایت ازاین آشفته بازار جمع دیگری نان و نوا برچینند.

 

با بیان اینکه هر ساکت عاقل با مردم خیلی بهتر ازبسیار گوی غافل از مردم است. متاسفانه اولی که از این شهر روانه مجلس شد فعلاحرف و حدیث بسیاری با خود دارد و اگر در انتخابات دومی و سومی هم کار بدین منوال باشد اگرچه از نوع دیگر بازهم بیچاره این شهر و این مردم و این باغ شهر ایران که گویا چند سالی است برایش تقدیر دیگری رقم خورده است و اگر فارغ از پر گویی های برآمد از گرمخانه های  میلیاردی، همت توام با تدبیر آینده نگرانه ای برای دور دوم در کار نباشد یقیناً باید کویر فرهنگی و اجتماعی را هم به کویر دریاچه اضافه کرد و آنوقت آثار ناشی از این کویر زایی را باید در هویت زدایی شهر فرهنگی و تاریخی و مذهبی اورمیه جستجو نمود.

مردی که نتوانست:

 

بعد از انتخاب استاندار استان در دولت روحانی و انتخاب سعادت بدین منظور صحبت از این میشد که استاندار برای مدیریت جریان راست آمده است با حفظ حال و هوای جریان چپ ، اما آنچه که تاکنون  حاصل شد مدیریت خوب استاندار برای حفظ سلامتی جریان راست بود و چندتایی البته از نوکیسه های جریان موسوم به چپ که در هماهنگی با راست ها اسوه بی بدیلی بودند و هستند و خواهند بود و از همین رهگذر بود که مشاوران مدیریت عالی استان نتوانستند یا نخواستند ذائقه و سلیقه جامعه  و دولت تدبیر را ارزیابی نمایند نه تنها اینگونه نشد که اردوگاه نیم بند اصلاحات و اعتدال هم دچار فروپاشی شد و آرمانهای فکری و سیاسی آن به شدت زیر سوال رفت دیگر اکنون می توان مدعی شد که هرکجا آبی و نانی باشد دیگر نه نیازی به بنیاد بارانی است و نه ضرورتی برای شورای اصلاح طلبی، همه این قصه ها برای همین بود که کلاه ولی بر سر علی و کلاه علی برسر( دَلی) بنشیند  و مردم در قالب همین ردو بدل ها به های هویی دلخوش باشند که نامش شور انتخاباتی هست و اما حاصلش هرچه باشد مثل  اینکه برای مردم نیست.

 

حال و هوای مجموعه مدیریتی استان چه در قالب راستی های موسوم به اصولگرا و چه در قالب چپی های مرسوم به اصلاح گرا و چه در قالب مدیران بازمانده قبلی و جدیدهای فعلی همگی حکایت بی نام و نشانی از تدبیر و اعتدال می باشند مگر آنچه که در محافل خود می آرایند و اینهمه یعنی مردی که می توانست منشأ خیلی از خوبی ها باشد و این بستر وزمینه را هم داشت نتوانست او به همان اندازه از مشاوران چپ نمای خود آسیب دید که از مدیران راست نما و جدید های نو کیسه و خروجی حاصل از انتخابات  استان هرچه باشد استانداراز گزند حمله در امان نخواهد بود و همه نشانه های آن در محافلی که مدیران انتخاب شده استاندار حضور گرم دارند مشهود و قابل مشاهده است و این یعنی بگرد تا بگردیم در چنین بساط بی رونق و کم تدبیر  و در رونق بازار( آفتابه لگن ۷دست)- آمدگان به صحنه و ماندگان آن باید از آشنایان به طعم تخم مرغ باشند تادر فردایی نزدیک از شمارش شترها عاجزنمانند شاید اینگونه از رتبه ۲۶ توسعه یافتگی به رتبه ۳۱ نزول اجلال شود و آنوقت آواز دهل از دور شنیدن البته خوش خواهد بود مثل ساخت فرودگاه و آمدن طیاره در منطقه آزاد تجاری ماکو و الی آخر و سوت قطاری که سالهاست در مراغه شنیده می شود.  و در هرحال بر اریکه تاریخ استان  این جمله باقیست  :(مردی که میتوانست اما نتوانست ).

 

شاید پایان این سخنان ملال آور بابخشی ازشعر علامه زنده یاد دهخداخیلی بی ربط نباشد بویژه در ایام نوروز که روزهای یادآوردن هاست دهخدا این شعر بلند را در رثای همراه خود میرزا جهانگیر خان مدیر روزنامه صور اسرافیل  سروده است که در دوران سیاه قاجاری بدار آویخته شد.

ای مرغِ سحر! چو این شبِ تار           بگذاشت ز سر، سیاه‌کاری،

وز نفحه‌ی روح‌بخشِ اسحار                رفت از سرِ خفتگان، خماری،

بگشود گره ز زلفِ زرتار                     محبوبه‌ی نیلگونْ عماری،

یزدان به‌ کمال شد پدیدار                 و اهریمنِ زشت‌خو حصاری،

یادآر ز شمعِ مرده! یادآر                  چون باغ شود دوباره خرّم

ای بلبلِ مستمندِ مسکین!               وز سنبل و سوری و سپرغم

آفاق، نگارخانه‌ی چین،                   گلْ سرخ و به‌ رخ عرق ز شبنم،

تو داده ز کف زمامِ تمکین،                زان نوگلِ پیش‌رس که در غم

نا‌داده به‌ نارِ شوقْ تسکین،             از‌ سردیِ‌ دی‌ فسرده، یادآر!

    عید بهار مبارک باد  

 

 

 

 

 

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :