اندرباب تخلیه چشم خبرنگاردیلمقانی بااشارت خواجه چاق الدین گلعذانی

سرویس طنز صبح چیچست ،درتذکره المقامات ” خواجه بصیرالدین”  متخلص به بال آریسی درباب روزگاران عصرمعصردیلمقان آمده است :

 

 

 

 

 

 

آن زاده روستای گلعذان [درمعانی بیااینجا همیشه بمان !] آن  شب زنده دار سیروسلوک تلگرامی ، آن بخشدارسابق کوهسار اهل سلام با یمین وعلیک با یسار ،آن خبرساز رسانه های دیلمقانی منتسب به تهدیدخبرنگاران به شیوۀ  پنهانی،  آن بندناف بخشداران،  آن عاشق عکس ومکس، آن دارنده مدرک حقوق وپیچاننده  مناقصات مشکوک ، خواجه ع.میم زاده گَل عذانی، ملقب به گلعذانی،که گویند وزین ترین مرد دیلمقان بودند بطوریکه احدی از مریدان شیخ حاجعلی ،دروزن ۱۴۰ کیلوئی خواجه گلعذانی،  هم وزن اش نبودندی تامت.

تصاویر فرضی است وهیچگونه ربطی به متن طنزندارد

تصاویر فرضی است وهیچگونه ربطی به متن طنزندارد

 

 

 

نقل است همی که ازکوهساربه پائین گشت پشت میزِ نافِ بخشداران جلوس کرد واین نه ازتدبیروی بود بلکه ازپرندگان گمگشته دولت تدبیربودکه بردوش وی همی نشست تامت .

گویند چون خواجه  عباس خواست که به دریای متلاطم سیاست ورود کنددر او شک و تردید بسیار بود پس محضراستادخود شیخ حاجعلی دخول کرد وراهنمائی جوئید وشیخ براوگفت برتو دوچیزپندکنم اولی را حذرکن ،دومی را سپرکن!

 

تصاویر فرضی است وهیچگونه ربطی به متن طنزندارد

تصاویر فرضی است وهیچگونه ربطی به متن طنزندارد

 

شیخنا حاجعلی تصریح فرمود: ازخبرنگارجماعت حذرکن لیک  دوستان عکاس را سپرکن وخواجه این پندرا ازعنفوان جوانی تا میانسالی  آویزه گوش نمودبطوریکه شایع شددر سنۀ ۱۳۹۵ روزتولدجهنم(چهارشنبه) تا اولین خبرنگارمنتقدرا درراهروفرمانداری بدیدازروی تهدیدبرآمد ودوچشمان وی را اشارت به تخلیه نمود که غائله بیانیه خبرنگاران دیلمقان بدنبالش درآمددرآمدنی تامت.

 

 

لیکن خواجه ع.م. زادۀ گلعذانی، پنددوم راقبل ازپنداول بکارهمی گرفت  :ازگلعذان تاکوهسارجدّاً جدآ !  و به عکاسان آتلیه ها رجوع نمودتا هرجا پروژه عمرانی بود برفت فیغور گرفت وعکسها وتیترهاازاوبساختند آنگونه که هیچ مراسماتی بی عکس او مکس نمیشد واینگونه بودکه معروف همی شدتا اورا درزمستان سنه ۱۳۹۳به ناف بخشداری مرکزی بستندهمی. الله اعلم

 

 

نقل است خواجه گلعذانی یمین ویسارخودرا با تلسکوپ رصد می نمود بطوریکه خبرش از روزنامچه های یمینی درمی آمدو عکس ومکسش با یساریان  بود همی .

گویندروزی معاندین بروی فرودآمدند و سئوالیدندیا خواجه  گلعذانی، نظرتان درباره ازدواجهای الکترونیکی  در اینگونه سایتها چگونه باشد؟

 

وی چشم غره همی رفت وانگشت بردهان غُّرید که یاللعجب! ودیگرهیچ نگفت تامت. واینگونه بودکه ورقی ازبرگهای طنز خواجه بصیرالدین بال آریسی  بسته شدتا روزی روزگاری دیگرکه دردیلمقان غائله ای می یافت شودودفترطنز وی چاق شود.

 

منبع :تذکره المقامات ، بقلم خواجه بصیرالدین بال آریسی

 

حاشیه خبر: روستای گلعذان درویکی پدیا وگوگل : [  اینجا  ] و  [  اینجا  ]

 

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :