وقتی برخی معاونین ارشاد، آرزوی استعفای “جنتی” را می کنند!

سرویس جامعه وفرهنگ: توصیه مشفقانه «انتخاب» به دولت ،جنتی را حفظ کنید و در دامِ مکر و حیله مکاران نیفتید

 

 

 

 

صبح چیچست: 

مصطفی فقیهی: کیست که باور نداشته باشد هر وزیری جز جنتی بر کرسی ارشاد دولت یازدهم تکیه زده بود، بی شک تیغ استیضاح اهالی مجلس نهم، بر تنش فشرده می شد و او را بر زمین می کوفت؟! سزاوار نیست چنین کسی، حال که تهاجمات به واسطه ی همان عقبه و سابقه اش بی اثر شده و اندک اندک، از همین ویژگی اش عبور کرده و خود “علی جنتی” را نشانه گرفته، خطایش را “دوچندان” ببینیم و زبان به نکوهش باز کرده ، پشتش را خالی و غیرمسؤولانه از او انتقاد کنیم… و عجیب تر انکه ویژگی هایی چنین منحصربفرد را بر طاقچه نهیم و پای را از کفش “تغییر” برون نکنیم!

 

 

 

جنتی را حفظ کنید و در دام مکر و حیله مکاران نیفتید / وقتی برخی معاونین ارشاد، ارزوی استعفای

 

مصطفی فقیهی ،  هفته ی گذشته شایعات نه چندان جدی در محافل خبری در مورد استعفای وزیر ارشاد به گوش رسید، این شایعات در آن ایام نه آنچنان جدی بود ، نه منابعش معتبر و نه اقتداری از صحت آن دیده می شد. “شایعه ی استعفا” اما وقتی جدی تر شد که سفر جنتی همراه با رییس جمهور به تایلند لغو شد و البته جلساتی برای “مشورت در مورد استعفا” تشکیل شد ؛ خبری که برای نخستین بار در “انتخاب” منتشر شد و “شایعات نه چندان قوی را به “احتمالی قریب به یقین” بدل کرد.

 

 

این “احتمال” اما با واکنش مویدانه حسام الدین اشنا جدی تر شد؛ او گفت که خبر استعفای جنتی و جایگزینی خود در وزارت ارشاد را “نه تایید می کند و نه تکذیب”. گوانکه این واکنش تایید استعفای جنتی نیست، اما در ادبیات سیاسی ایران ، چنین واژگانی، بیشتر برای “تایید” به کار برده می شود تا “تکذیب”.  البته با شناختی که از اقای آشنا وجود دارد، بنظر می رسد منظور ایشان از جمله ی “نه تایید می کنم و نه تکذیب” اصل موضوع ” استعفا” باشد و نه “صدارت” احتمالی ایشان بر ” کرسی ارشاد”.

 

با این حال، به نظر نمی آید استعفای جنتی و پذیرش آن از سوی رییس جمهور، در چنین شرایطی منطقی و به سود دولت باشد. انهم دولتی که برخلاف سلف خود و رییس وقتش احمدی نژاد، اعتقادی به تغییر آنی، هیجانی و احساسی ندارد و بیشتر مشکلات درون خانوادگی را در “پستو” حل می کند نه در فضای عمومی و با سه طلاقه کردن عضو خانواده! گوآنکه اگر قرار به “تغییر” باشد، برخی وزرا، به مراتب سزاوارتر و مستحق ترند تا جنتی. انهم وزیر ارشادی که اولاً صرف عقبه ی خانوادگی و فامیلی اش، کفایت شر و شور است و فتنه و غوغای مدعیان اصولگرایی! و سدیست در برابر منتقدان تند مزاج، خرده گیران و عیب جویان، و همین عقبه، بسیاری از بحران های فرهنگی ناگفته علیه دولت را تا به امروز مسدود کرده است. بحران هایی که بالطبع می توانستند هر یک، دولت را زمین گیر کند؛ همین بس که مجلس اصولگرای نهم، با وجود هزار اشکال گیری ویژه ی خود به سیاست های فرهنگی دولت یازدهم، هیچ گاه شهامت برخورد قهری و چکشی با وزیر را نیافت.

 

این البته بخشی از ویژگی های منحصربفرد جنتی است. خود او نیز به واسطه ی سوابق قابل توجهِ مبارزاتیِ پیش از انقلاب و پس از آن و فعالیت های سنگین مدیریتی – اجرایی، و البته سالها تلمذ در محضر علما و حتی رسیدن به مرز اجتهاد، از او چهره ای دنیادیده، آگاه و دلسوز ترسیم کرد که می تواند بحران های فرارو رو یکی پس از دیگری مهار کند؛ البته به شیوه ی خود.

 

اما کیست که باور نداشته باشد هر وزیری جز جنتی بر کرسی ارشاد دولت یازدهم تکیه زده بود، بی شک تیغ استیضاح اهالی مجلس نهم، بر تنش فشرده می شد و او را بر زمین می کوفت؟! سزاوار نیست چنین کسی، حال که تهاجمات به واسطه ی همان عقبه و سابقه اش بی اثر شده و اندک اندک، از همین ویژگی اش عبور کرده و خود “علی جنتی” را نشانه گرفته، خطایش را “دوچندان” ببینیم و زبان به نکوهش باز کرده ، پشتش را خالی و غیرمسؤولانه از او انتقاد کنیم… و عجیب تر انکه ویژگی هایی چنین منحصربفرد را بر طاقچه نهیم و پای را از کفش “تغییر” برون نکنیم!

 

 

جنتی البته خالی از اشکال نیست. او در ماجرای اخیر کنسرت ها، به وضوح گام هایی بس طویل و گاه حیرت انگیز، عقب نشست تا جریان ضددولت را به تهاجمات بیشتر حریص تر کند. وزیر ارشاد در ماجراهای اخیر، با وجودیکه رییس جمهور لفظاً حامی سیاست هایش بود و خود، به کارزار و میدانش آمد و سینه سپر کرد ، اما ترجیح داد عقب بنشیند، مشهد را شهر کنسرت نداند و عذر مدیرکل ارشاد قم را به خاطر یک «شبه کنسرت»، بخواهد! شاید هم او نمی خواست به عنوان مجری سیاست های فرهنگی دولت، «شخصاً» و «تنها» در تیررس باشد و به خاطر یک وزارتخانه، ارتباط خود با علما ، مراجع و ابوی خود را مخدوش کند.

 

از سوی دیگر به نظر نمی رسد پذیرش استعفای جنتی، به سود دولت باشد و با عقل و منطق اعتدال سازگار! حتی اگر تمام اشکالاتی که منتقدان به وزیر می گیرند، حق باشد و عین صواب ! انهم در شرایط فعلی که تهاجمات و اشکال تراشی های مخالفان، روز به روز شکل جدبدی به خود می گیرد، قدم گذاردن در چنین مسیری، بحرانی ژرف و صعب العبور را موجب خواهد شد که مصداق کندن چاهی عمیق بهر خویش است و یا، پای گذاشتن بر پوست خربزه ی مخالفین دولت! و چون دولت، مرعوب چنین حیلتی شد، تداوم چنان مسیری، در اولویت تهاجمات منتقدین قرار خواهد گرفت.

 

از این مسئله نیر نباید گذشت که ضعف شدید سخنگوی وزارت ارشاد – بی آنکه عمدی در کار باشد – مرتباً موجب تشدید ابهامات و شائبه ها و البته دامن زدن به اختلافات و فتنه انگیزی ها بود و یکی از علل اصلی وقوع این حادثه و حوادث مشابه . نقش خطیر سخنگویی که رابط میان وزیر ، نخبگان و مردم است، با چنان مواضع بعضاً متناقض و  ارائه «ادرس غلط» دامنه ی اختلافات را سنگین تر می کند و به «آسیب رسانی اصلی» بدل می شود و خود می شود مرکز فتنه و علت العلل بحران ؛ البته نه عامدانه و عالمانه که از سر بی اطلاعی و قصور، به قصه‌پردازی  و گاه اضافه گویی توسل می‌جویند! خوب است وزیر ارشاد توجه جدی خود را معطوف به چنین معضل خودکرده ای کند که نیازمند تدبیری ویژه است.

 

نکته ی عجیب در این میان، ماهی گیری برخی معاونین ارشاد از آب گل الود است. چهره هایی که به جای حمایت از وزیر در چنین زمانه ای، با فشار واسطه وار به رسانه ها، در پی معرفی خود به عنوان وزیر آتی ارشاد هستند؛ آنهم معاونینی که نه تنها در میان مدیران مطلوب و موثر این وزارتخانه نیستند، بلکه در شمار ضعیفترین و ناکارآمدترین ها هستند ؛ ناکارآمدی و کم تدبیری هایی که شاید، خود پشت دیوار چنین حوادثی پنهان شده باشد! درواقع، در خیریت این ماجرا برای دولت و شخص جنتی همین بس که دوست و دشمن، ناکارآمد و باکفایت در مجموعه وزارت ارشاد را بخوبی شناخته و طبعا ادامه ی حضورش در این جایگاه، می تواند با تغییر نگرش وی به برخی مسائل آغاز شود.

منبع: انتخاب

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :