روز جهانی زبان مادری چرا مهم است ؟

چرا کشورهای چند زبانه یک زبانی ، علاقه ای به روز جهانی زبان مادری نشان نمی دهند؟

سرویس تاریخ معاصرآذربایجان ، یادداشتی از استادحسن راشدی نویسنده،تحلیلگروروزنامه نگار :

 

 

چرا کشورهای چند زبانه یک زبانی ، علاقه ای به روز جهانی زبان مادری نشان نمی دهند؟

                   به مناسبت ۲۱ فوریه ( ۲-۳ اسفند ) روز جهانی زبان مادری

                                        حسن راشدی ۲۷ بهمن ۱۳۹۵

شاید یکی از چالش برانگیزترین روزهای خاص جهانی ، ” روز جهانی زبان مادری ” باشد که در بسیاری از کشورهای چند زبانه ای که فقط یک زبان در آن کشور رسمیت و حاکمیت دارد با سکوت برگزار می شود.

اصولا حاکمان کشورهای چند زبانه ای که در آن کشور فقط یک زبان  زبانِ رسمی ، دولتی  و زبان اجباری تحصیل است علاقه چندانی به ” روز جهانی زبان مادری ” نشان نمی دهند و در این روز هیچگونه مراسمی برگزار نمی کنند ، چرا که مسئولین چنین کشورهایی فکر می کنند اگر غیر از زبان حاکم و رسمی به زبانهای دیگر در کشور اهمیت و بها داده شود ، باعث کم ارزش شدن و تضعیف زبان حاکم و رسمی شده و چه بسا به بی اعتباری آن منجر شود!

روز ۲۱ فوریه (۲ یا ۳ اسفند) از طرف سازمان یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده‌است. نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی ، فرهنگی و جهت جلوگیری از مرگ زبانها انجام گرفته است . مجمع عمومی سازمان ملل متحد  نیز به دلیل اهمیت زبان مادری و تاثیر مثبت آن در آموزش کودکان ، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.

علت نامگذاری روز جهانی زبان مادری مربوط به حادثه سال ۱۹۵۲ می باشد که در این سال دانشجویان دانشگاههای شهر داکا پایتخت امروزی کشور بنگلادش که در آن زمان پاکستان شرقی نامیده می‌شد و هنوز مستقل نشده بود، جهت رسمی و ملی کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمت آمیزی در این شهر براه انداختند که به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آنها تیر اندازی کرده عده‌ای از آنها را کشت.

بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای اولین بار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ نوامبر (برابر با دوم و گاهی سوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری نامید. از سال ۲۰۰۰ میلادی این روز در بیشتر کشورها گرامی داشته می‌شود و برنامه‌هایی در ارتباط با این روز برگزار می‌گردد.

در ایران نیز برای اولین بار به مناسبت روز جهانی زبان مادری روز شنبه ، دوم اسفند ماه سال ۱۳۸۲ برابر با ۲۱ فوریه سال ۲۰۰۴ میلادی مراسمی در شهر تهران در دانشگاه علم و صنعت ، توسط دانشجویان تُرک دانشگاههای تهران برگزار گردید که موضوع اصلی سخنگویان و شعرا در این مراسم ، لزوم آموزش به زبان مادری در کشور کثیرالمله ایران بود. همزمان با تهران در تبریز نیز در گرامیداشت «روز جهانی زبان مادری» مراسمی در تالار دکتر ” مبیّن” این شهر برگزار گردید.

کمیته پیگیری اعلامیه جهانی حقوق زبانها  مدافع اصل برابری همه جوامع زبانی است و معتقد است که اعضاء هر جامعه زبانی حق دارند در مدارس به زبان مادری خود تعلیم ببینند و در اداره ها و سازمانهای رسمی به زبان خود صحبت و مکاتبه کنند.

کار یونسکو در زمینه زبانها در اواسط دهه ۱۹۸۰ آغاز شد؛ گام اصلی ، راه اندازی جدّی طرح لینگواپکس (Linguapax) در سال ۱۹۸۶ بود. فلیکس مارتی سرپرست کمیته مشورتی برای چند زبانگی و آموزش چند زبانه که در سال ۱۹۹۸ تاسیس شد ، می گوید : طرح لینگواپکس عبارت است از پیوند میان تعلیم زبانها و ترویج تفاهم و صلح بین المللی.

جوزف پات زباتشناس می گوید:

ما باید سه زبانگی را ترویج کنیم و با آموزش زبانهای کوچک آنها را نجات دهیم. سه زبانی که باید یاد بگیریم، یکی زبان مادری، دومی زبان همسایگانمان و سومی زبان بین المللی است؛ او می افزاید، زبان تا وقتی که بخشی از برنامه درسی نباشد در معرض خطر نابودی است.

امین مآلوف نویسنده لبنانی ( ۱۹۴۹ ) می گوید:

برای آنکه بتوان در دنیای کنونی احساس آسودگی کرد لازم است فرد مجبور نباشد برای ورود به آن ، زبانی را که نشانه هویت اوست کنار بگذارد.

هاینریش بل نویسنده آلمانی ( ۱۹۱۷ – ۱۹۸۵) نیز می گوید :

بهترین راه تعلق داشتن به مردم ، نوشتن به زبان آن مردم است .

آداما او آنه  معتقد است : سواد آموزی به زبان مادری از امتیاز خاصی برخوردار است زیرا در این نوع سواد آموزی شخص با زبانی شروع به آموزش می کند که قبلا آنرا یاد گرفته است ، برعکس سواد آموزی به زبان بیگانه این روند را بسیار پیچیده می کند….

 

ایران یکی از کشورهای چند زبانه ای است که زبان فارسی تنها زبانِ رسمی ، دولتی و زبان تحصیل از ابتدایی تا پایان دانشگاه برای همه ملیّتها و قومیتها با زبانها و فرهنگهای مختلف است ؛ در ایران فقط ارامنه ایران با جمعیت حدود ۱۵۰ هزار نفری می توانند در کنار زبان رسمی فارسی به زبان ارمنی هم در مقاطع مختلف تحصیل کنند ، بقیه افراد جامعه ، بخصوص ترکها که اکثریت نسبی و حداقل بیش از ۳۲ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیون نفری کشور را تشکیل می دهند از این حق برخوردار نیستند!

ترکهای ایران با داشتن جمعیت چند ده میلیونی ، نه تنها حتی به اندازه اقلیت ارامنه  از تحصیل به زبان خود برخوردار نیستند گاهی برگزاری مراسم ساده “روز جهانی زبان مادری ” و در حد محدود هم برای آنها دردسرساز شده با محدودیتها، موانع و بازداشتهای نیروهای امنیتی مواجه می شوند.

 

دکتر رضا براهنی برای خارج نشینهای فارس زبانی که در آنجا هم مخالف تدریس زبان ترکی هستند میگوید :

“تعجب می کنم که عده ای در کشور  چندزبانه ای مثل کانادا زندگی کنند و ده ها مجله به زبان فارسی داشته باشند و شبانه روز در جلسات مختلف از هر چیزی دفاع و به هر چیزی حمله کنند، اما وحشتشان از این باشد که مبادا در شهری مثل تبریز تابلوی مغازه ای به زبان مادری آن مردم باشد و میلیونها آذربایجانی و کرد و ترکمن و بلوچ حق یادگیری زبان مادری خود را در مدارس و دانشگاه ها نداشته باشند… نه تقصیر من است نه تقصیر شما که ایران از نظر زبانی کشوری است تجزیه شده، اما نه از نظر حدود و ثغور. بر شماست که تجزیه ی زبانی را از بین ببرید، و معنای آن بریدن زبان مادری خلایق میلیونی نیست، آفریدن تمهیداتی است برای جبران مافات، جبران خسران های چندین قرنی، بویژه خسران حاضر، که در آن یادگیری زبان مادری به معنای حفظ سلامت روانی جماعات انبوهی از مردمان کشور ماست، به دلیل اینکه شقاق روانی حاکم بر جامعه را تنها با درک علوم جدید می توان حل کرد.”

 

بعضی از مسئولین کشوری هم ، چون دکتر غلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان فارسی و بنیاد سعدی معتقد  است که تحصیل به زبانهای غیر فارسی بخصوص ترکی ، می تواند به تضعیف زبان فارسی منجر شود ؛ اما ما معتقد هستیم تنوع زبانی و فرهنگی در ایران یک فرصت است نه یک تهدید و “گلستان زبانی و فرهنگی ایران” با رشد و نمو تمام گلهای رنگارنگ و معطر زبانی و فرهنگی،  زیبا و چشم نواز است نه با رشد و شکوفایی یک گلزبان و پژمردگی و مردگی گلزبانهای دیگر کشور.

 

وانگهی اگر زبان فارسی اینقدر ضعیف و نحیف و مریض  است که با اینهمه هزینه برای توسعه و شکوفایی‌اش و با فرهنگستان عریض و طویلش برای ساخت یک واژه جدید چون ” زیرموشی” به جای “موس پَد ” میلیونها تومان هزینه می شود، باز بقا و زندگی خودرا در مرگ زبانهای دیگر می بیند آیا منصفانه و عادلانه نیست زبانی که قدرت و توانایی شکوفایی بیشتری دارد موظف و عهده دار نقش زبان فارسی در کشور شده رشد و نمو دیگر زبانها را هم در کنارش ببیند؟

 

زبان فارسی چه زبان ضعیف و مریض و بی محتوا و یا زبان قوی، پرمحتوا و غنی باشد برای آنهائیکه زبان مادریشان فارسی است شیرین و عزیز و محترم است و تحصیل و آموزش آن برای گویشوران آن ابتدایی‌ترین حق انسانی است ، همانطوریکه زبان تُرکی برای حد اقل جمعیت ۳۲ میلیونی ترکان ایران زبان شیرین ،عزیز و محترم بوده و تحصیل و آموزش آن برای ترکان ایران ابتدایی ترین حق انسانی آنهاست. طبیعی است آموزش دیگر زبانهای غیر فارسی هم با توجه به نسبت کثرت جمعیت آنها در محدوده جغرافیایی گویشوران آن در کنار زبان رسمی لازم است.

 

زبان هر ملّتی سند هویت و موجودیت آن ملت و ثروت معنوی آنهاست و بدون تحصیل و تدریس آن در مدارس و دانشگاهها و به صورت کلاسیک ، این زبان در یک پروسه زمانی تحث تاثیر زبان حاکم قرار گرفته و لغات، کلمات و واژه های زبان حاکم جای لغات و واژهای اصیل آن زبان را اشغال کرده و به تدریج زبان محکوم را خالی از منابع اصیل خود کرده از میدان به در کرده در یک پروسه زمانی از بین خواهد برد.

 

برای جلوگیری از مرگ زبانها ۱۷۸ کشور از کشورهای عضو سازمان جهانی یونسکو با صدور قطنامعه ای در سال ۱۳۷۸ خواستار تدریس سه زبان در مدارس شدند ( روزنامه عصر آزادگان، شماره ۳۶ ص۴  شنبه مورخ ۲۹ آبان ۱۳۷۸) .  زبان مادری و آموزش آن به قدری مهم و حیاتی است که رهبر انقلاب اسلامی آیت اله خامنه ای  هم گفته است : ” یک ملت زبان خودرا که از دست داد ، یعنی از گذشته خود، تاریخ خود ، از سنتهای گرانقدر خود منقطع و جدا می شود.” ( روزنامه اطلاعات شنبه ۱۶ مهر ۱۳۷۹ شماره ۲۲۰۲۹، ” ۷ اکتبر سال ۲۰۰۰″ ص ۲)

پایان

نشانی تلگرام استادحسن راشدی : [ لینک ]

رزومه استاد حسن راشدی :[ لینک ]

 

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :