هویت گرایی فرع بر هویت طلبی است.

هويت طلبي ، وصال طلبي است . مانند حق طلبي و مغلطه است كه گفته مي شود ، طلب هويت اقرار به بي هويتي است ، چه حق طلبي ، به معناي ناحق بودن و خداطلبي دليلش كافر بودن نيست.

سرویس اجتماعی چیچست نیوز: ازسری یادداشتهای دکتر یوسف بیداردل استاد زبان وادبیات تورکی  

 

 

🌹هویت گرایی فرع بر هویت طلبی است🌹

 

انسانها در بدو تولد ، فارغ از هر جغرافیا و قوم و قبیله ای ، دارای ویژگی‌های یکسان بشری بوده و هیچگونه تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند.مقوله هویت انسانی در دوران رشد و تکوین او در جامعه شکل می‌گیرد .

وشکل گیری این هویت اجتماعی  بر متغییرهای موثری از جمله عوامل اقلیمی،سیاسی و تاریخی،اقتصادی و معیشتی  وعوامل فرهنگی (زبان و ادبیات و هنر، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آیین‌ها و رسوم و یادمان‌ها) استوار است.

هویت اجتماعی هر انسانی دارای مشخصه‌های منحصر بفرد فرهنگی است که متاثر ازآن ساختارهای فردی و اجتماعیش شکل می گیرد. فرهنگ همان عنصری است که همزمان با رشد انسان از طریق تربیت و محیط در خودآگاه و ناخودآگاه فرد تزریق می‌شود.

انسانهایی که از یادمانده‌های تاریخی، شادی‌ها، غم‌ها و نبردها و شکست‌ها و پیروزی‌های مشترک برخوردارند . احساس مشترکی را در هویت خویش تجربه کرده اند زیرا سرنوشت سیاسی و تاریخی مشترکی را پذیرفته اند، که آنها را به روحی واحد متعلق می کند.

این روح واحد همان هویت جمعی است که خرد جمعی افراد همواره از آن هویت مشترک متاثر است.

پس هر انسانی درناخودآگاهترین ضمیر خویش نیز دارای هویت است . اما گاهی این هویت با تضعیف عناصر فرهنگی ، کمرنگ می شود . و اینجاست که بحث هویت طلبی مطرح می گردد.

🌺 هرکسی کو دور ماند از اصل خویش * باز جوید روزگار وصل خویش

⛳️هویت طلبی ، وصال طلبی است . مانند حق طلبی و مغلطه است که گفته می شود ، طلب هویت اقرار به بی هویتی است ، چه حق طلبی ، به معنای ناحق بودن و خداطلبی دلیلش کافر بودن نیست.

اتفاقا کسی مومن است که خدای خویش و معبودش را از ذات انسانی خود مطالبه کند. و هویت طلبی ارجاع خویشتن به فرهنگ وپشینه خود و بازگشت به روزگار وصل است.

⛳️و اما طلب هویت چیست ، هویت طلبی آن است که ما بر فرهنگ و تاریخ و دلایل غنا و ضعف آن آگاه باشیم .

بدون آگاهی از هویت ، ما طعمه های سهل الهضمی برای اهداف هر کسی هستیم .اگر هویت خود را که دارایی های تاریخی و فرهنگی ماست نشناسیم ، چه تعصبی برای حفظ آن خواهیم داشت.

 ما در سرزمینی با فرهنگی به قدمت تاریخ زندگی می کنیم که میراث پدرانمان است و بدون شناخت این ارث عظیم و تملک آن ، هرکسی جسارت سیادت در سرزمین خودمان را بر ما خواهد کرد. و اینگونه است که مهمان گستاخانه صاحبخانه  شدن می خواهد.

⛳️پس هویت طلبی همواره خطری برای فرصت طلبان است که با جعل سند ، و تاریخ سازی ، طمع در عرصه و اعیان فرهنگ وجغرافیای یک ملت دارند.

هر گاه که عالما و عامدا در طلب هویت خویش برآمدیم و بر فرهنگ و مایملک تاریخی و غنای فرهنگی خویش آگاه و مسلط گشتیم ، به هویت متحده و فرهنگ واحده ای که برآمده ازآنیم باز خواهیم گشت. وبه آنچه که ماحصل طلب ماست گرایش خواهیم یافت .

⛳️پس هویت گرایی ما ، حاصل هویت طلبیمان است ، زیرا به نیافته و طلب نکرده گرویدن نا ممکن است.

به همان مثابه ای که هنگام تشنگی در طلب فرو نشاندن عطش خویش بر می آییم و احساس ضرورت ما را به دنبال و طلب آب می کشاند . واضح است که این طلب افزون برمیل و گرایش است.

پس اگر گرایش، میل و تمایل باشد ، طلب ، اقدام و پاسخ حیاتی به ضرورتی حیاتی است. واضح است که گرایش و گراییدن ، فرع بر طلب کردن است .

⛳️آنچه که هنوز، طلبی درهمت ما ایجاد نکرده است چگونه قادر است میل و گرایش ما را به جنبش آورد.تفاوت هویت طلبی و هویت گرایی نیز در همین است .

البته واجب است که بدور از القائات فرصت طلبانی که در حال مصادره و ترجمه فرهنگ و تاریخ ما به مطلوب خویش اند، بدون اختلاف بر سر مضامین و مفاهیم که بازیچه ای برای مشغول و مغفول ساختن ما از طرف تفرقه افکنانیست که می خواهند بر رای و اندیشه ما حاکم شوند و استعداد و نیروی جوانان ما را در پی امور واهی ، تباه سازند ، پیمان برادری برای سیانت از میراث پدران خویش ببندیم.

خداوند همه ما را در جهت طلب رضای خویش هدایت نمایدو توفیق دهد.

 

دکتر یوسف بیداردل  –  ۵ فروردین ۹۶   – منبع :  @Dr_bidardel

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :