ازآغاز یک پایان تاسخنی باشورائیان

... نقدقابل تاملی در باره فعل انفعالات انتخابات اورمیه که صحنه حقایق رخداده را در یادداشت پیش رو به رشته تحریر درآورده است.

سرویس اجتماعی چیچست نیوز،یادداشتی از  یوسف پیربوداقی استاددانشگاه،روزنامه نگارورئیس خانه مطبوعات آذربایجان غربی 

 

 

به گزارش چیچست نیوز این تحلیلگرا سیاسی اجتماعی نقدقابل تاملی در باره فعل انفعالات انتخابات اورمیه که  صحنه حقایق رخداده را در یادداشت پیش رو به رشته تحریر درآورده است. 

ازآغاز یک پایان تاسخنی باشورائیان 

 

اگر نخواهید مردم را سرکار و در انتظار خدمت بگذاریدمیتوان گفت : که خدمت بی منتی در کار نیست و شعار خدمت بی منت فقط برای روزهای قبل از انتخاب شدن بکار می آمد وگرنه وقتی حتی نشستن روی صندلی مدرن شورا هم حق الجلسه قابل توجهی دارد و لو اینکه  همه آن ساعات به گپ و گفت گو با دوستان و یا آشنایان به امورات زمین و باغ و طبقات و … بگذرد چرا دانسته مردم را یکجور دیگری فرض می نما ئیم  بفرض که آنها ندانند اما گویندگان و سازندگان شعارهایی از این دست خود می دانند که تا کنون اوضاع بروفق چه مرادی بوده و پس از این چگونه خواهد بود .

اما کاش شورا ی جدید علیرغم تکراری بودن اکثریت اعضاء آن طرحی نو می افکندند و آیینی متفاوت از شورای قبلی را به مرحله عمل در می آوردند و….

اشاره :اردیبهشت سال ۹۶  شاید از ماندگارترین ایام تاریخ بعد از دوران انقلاب اسلامی باشد که ما  در انتخاب بسیار مهمی در این ماه به بار نشست ،اگر چه  این مردم و این کشور انتخابات بسیاری را تجربه کرده اند اما شاید هیچکدام شرایطی اینگونه نداشته است – هم انتخابات ریاست جمهوری حال و هوای دیگری داشت هم انتخابات شوراها – از آنجاییکه در انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی روحانی گفته های بسیاری جاری شده است و همچنان ادامه دارد و اینبار دلواپسان همیشه در صحنه انتخابات به تکاپوی نوینی افتاده اند تا از منظری متفاوت به تقابل با آن برخیزند و چه شانسی داشتند فقرای این سرزمین  بعداز ۴۰ سال که هیچ طرحی  بی نام آنان  در این انتخابات ظاهرنگردیدو حتی تابلوهای تبلیغاتی میادین شهر هم بی نام آنان آویزان نمی شد .

خدا رحمت کند پدر توسعه نوین ایران زنده یاد دکتر حسین عظیمی را-در مراسم تشیع پیکرایشان در میدان بهارستان بود که  (فریبرز رئیس دا نا ) آغاز سخنان خود گفت : (دغدغه  دار فقرای ایران زمین از میان ما رفت …)اردیبهشت سال ۸۲ بود .و اینکه بعد از گذشت ۱۴ سال در اردیبهشتی دیگر مردان حتما نیک اندیش دیگری یاد( کار و کرامت و دولت  مردم فقیر )افتادند که هر چه هست می توان بفال نیک گرفت اما سخن چون از دل بر نیاید بر دل ننشیند – همانگونه که تابلوهای بعد از اعلام نتایج ریاست جمهوری میدان ایالت اورمیه با مضمون همراهی فقرا چشم ها را زودتر خسته می نمود.

برخلاف تصور جماعت فربه و فربه گرا ،مردم حساب و کتاب خودشان را دارند و حداقل در انتخابات امسال نشان دادند خیلی هم مطیع و پیرو جریانات رایج نمی باشند – مکر و فریب برای پیروسازی مردم تاریخ مصرف طولانی ندارد اما مردم بخود حق میدهند که پای وعظ و گفتار ها بنشینند تا درون خود را بیارایند .

آغاز یک پایان :

ماجرای کاندیداتوری برای شورای شهر این دوره از همه دوره های پیشین متفاوت بود

خیلی ها از ۴ سال قبل و برخی ها از ۳ سال قبل و تا روزهای پایان سال به فکر راهیابی به شورای شهر افتادند خدا سلامت کندرئیس دولت و اصلاحات را که قانون شوراها را اجرایی و عملیاتی نمود و اینک در پشت تصویر آن مرد بزرگ چه بساطی گسترده است با کمتر یاد و نامی از ایشان اما هرچه هست مثل همه عناوین اداری و اجرایی جای خوبی است برای با دآوردگی های نوین و شاید از همین منظر است که منتظران زیادی دارد  و براای ۱۱ عنوان شورایی ۳۰۰ نفر در نامنظم ترین بازار رقابتی به انجام معامله می پردازند تا از سهم سود بیشتر محروم نگردند و البته این در تبادل ۱۶۰۰ نفر برای یک عنوان ریاست جمهوری طنز ناقابلی می باشد و علی القائده نباید مورد سرزنش واقع  شود . اما در این مدتی که این حضرات خود را برای رقابت آماده میکردند – اتفاقات جالبی از دیدار و گفتار ها جریان داشته است : بسیاری ازقهر ها به صلح انجامید و برعکس – بسیاری از قرض ها ادا  گردید و نیز برعکس و کمتر روز و شبی بود که دیدار های پشت پرده ای انجام نگردد و قول و قرارداد ها بر آن جاری نشود در همین اوضاع بسیاری از مدیران شهری و نیز نمایندگان مجلس پای ثابت محفل های پیدا و پنهان انتخاباتی بودند تا قافله سالاری را ارزان از دست ندهند و و اینگونه بود که از دهه دوم اردیبهشت ماه لیست سازی ها و گروه بندی ها چهره علنی به خود گرفت که از طریق شبکه های اجتماعی و اداری و خانوادگی در زبان ها افتاد و در آغازین روزهای دهه سوم اردیبهشت ماه ابتدا ازطریق خودی ها و سپس غیر خودی ها اعلام گردید.

نگاهی  گذرا به گروه بندی ها :

جریان موسوم به چپ  (اصلاح طلبی):

این جریان با جایگاه فکری ریشه دار در این شهر بازنده اصلی انتخابات شوراهای شهر بود و بدتر از انتخابات مجلس نهم . گرفتار شدن در چرخه شایسته سالاری دولتی با برآیند حداقلی سالهاست که درد مزمن اینان گردیده است و شایسته سالاران رسمی در این استان!! همچنان بر عهد ناپایدار خود  پایدار  مانده انداین جریان با ۳ رویکرد متفاوت وارد انتخابات شورای شهر شد و درنهایت در هرسه رویکرد همانند ۲دوره قبل ناکام ماند.

الف :عدم ارائه لیست و عدم معرفی کاندیدا برای شورا بود که در بیانیه ای با نام ریاست شورای اصلاح طلبان صادر شد اگرچه این ریاست با حضور و سخنرانی در ستاد برخی کاندیدا ها نشان داد که غیر از این می خواسته است و شاید موانعی دیگری برای ارائه لیست بوده است .

ّب : ارائه لیست امید با مدیریت نماینده دوم ارومیه در مجلس بود که در قالب لیست امید آذربایجان ارائه شد این لیست اگر چه حال و هوای طایفه ای و ولایتی را بیشتر با خود همراه داشت تا اصلاح گرایی عملی اما علیرغم ولوله بنفشی و زیتونی راه بجایی نبرد و در نهایت از این لیست یکنفر توانست به شورا راه یابد که آن هم مدیون رویکرد طایفه سازی با کف رأی قبلی و نه ناشی از اعجاز لیست امیدبود

ج:   لیست دیگری از سوی اصلاح طلبان منشعب از شورای اصلاح طلبی ارائه شد که با نگاهی رندانه اما ناشیانه انتخاب اول و دوم را به مردم واگذار کرد و از نفر سوم تا یازدهم را با اسامی کاملا بکر و پستویی ارائه کرد با نگاهی به آمار آراء مکتسبه افراد مندرج  در این لیست می توان گفت که این گروه از چرخیدن به دور خود رها نگشته است.

جریان موسوم به راست( اصولگرایی) :

جریان  راست شامل راست سنتی و راست مدرن و معتدل در قالب های مختلفی نسب به ارائه لیست برای شورای شهر اقدام نمود مهم ترین این لیست ها عبارت بودند : لیست هیئت های  مذهبی – لیست خادمان پیشرفت – لیست خدمت بی منت- لیست آباد گران انقلابی و …اکثر افراد مندرج در این لیست ها از اعضای سابق شورا ی شهر ارومیه بودند که با تغییراتی اندک با چهره هایی جدید در انظار مردم قرار گرفته بود این جریان سیاسی و فرهنگی برنده اصلی انتخابات شورای شهر شد و توانست جایگاه این جریان را  برای سومین  دوره متوالی در شورای شهرتثبیت نماید – استفاده از رانت تبلیغاتی  جغرافیای شهر و آشنایی با شگرد ها و راهکار های جذب مخاطب با توجه به سوابق شورایی اگرچه بخشی از عوامل اصلی این موقعیت می تواند باشد اما نمی توان سوابق عملکردی  مثبت آنان را  همرا ه با اسپانسر سازی مدرن در شورای شهرومدیریت شهری برای کسب این موفقیت  نادیده گرفت این جریان در مخاطب شناسی عملگرایانه  حرف های خوبی برای گفتن دارد.

هویت طلبی :

یخش دیگری از فعالین میدان مبارزاتی  شورای شهر جریان هویت طلبی بود که در قالب لیست هایی چون (آذربایجان سسی- هارای اورمی و …) به میدان مبارزه آمده بود افراد و اسامی مندرج در لیست این جریان  اکثرأ برگرفته از قالب های منسوب به جریان راست و چپ بود و فقط یک چهره متفاوت از سایر لیست ها داشت  اما علی رغم تلاش های طاقت فرسا بجایی راه نبرد و تنها چهره متفاوت این جریان نیز از راه یابی به ساختمان شورا بازماند با توجه به اینکه برخی عناصر کارآمد و شناخته شده منسوب به این جریان تا لحظات آخر در قید بلاتکلیفی کسب صلاحیت باز ماندند -پراکنده کاری و نبود انسجام فکری و عملی – سهم خواهی و پدرخواندگی در جمع فعالین این حوزه از آفت های جدی این تفکردر طول سالیان متمادی بوده است و تداوم نگرش افراطی  وپراکندگی در این عرصه برای این شهرو این منطقه دستاورد مطلوبی نخواهد داشت .

دانشگاهیان :

این دوره از انتخابات شوراها با پدیده ای متفاوت نیز همراه بود و آن هجوم بی امان اساتید دانشگاه برای ورود به شورای شهر – فاجعه ای که ابعاد آن بعد ها معلوم خواهد شد و کمترین آن یعنی کشاندن نگرش های کوچک سیاسی و رانتی و زمین بازی و … به مهم ترین حوزه دانش و علم .یعنی دستگاهی که باید عالیترین نقاد و ناظر علمی و اقتصادی و اجتماعی بر جامعه باشد و آنرا به نسل های آینده منتقل نماید تا شاید بعد ها بکار آید خود گرفتار سود جویی و سود آفرینی در حوزه شهری بشود نمی توان پذیرفت که این عزیزان از اوضاع شورای شهر و آنچه که بر آن میگذرد  بی اطلاع هستند که اگر به قصد اصلاح آن می آیند با این ساختار های قانونی، بسیار کم شدنی است و شاید هم ناشدنی و اگر خدای ناکرده به قصد بهره مندی از مواهب  آن همچون حق جلسه – حق کمسیون – حق سکوت – حق اعتراض و … آمده اند که دیگر باید فاتحه خواند . به اصلاح و اعتدال و امید و تدبیر و اصول – و این سخن زنده یاد دکتر شریعتی چه زیباست که گفت : اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری دست بزند . حال بماند شایعات پشت سر این مسائل که گفته می شود.بیش از یک سال است هزاران ورقه دانشجویی – پروژه های علمی و پایان نامه های دانشگاهی این جماعت در دانشگاه فقط از مسیر رأی و ستاد میگذرد و … که خدا کند صحت نداشته باشد  اما بیجا نیست که می گویند جماعت دانشگاهی بیشتر اهل میدان نظر هستند تا اهل میدان عمل و این است که هر کجا جمعشان جمع بشود انبوهی از تئوری های غربی و شرقی و خودی وغیرخودی نصف و نیمه در خروجی آن به بل بر میخیزند و دریغ از یک راهکار عملی.

و کاش این دو نفر دانشگاهی شورای جدید نیز داوطلبانه به دانشگاه خود برمی گشتند و نام خود را در پاسداشت علم و دانش و تعلیم و تربیت ماندگار می نمودند ،که جامعه آینده ما به فلسفه چگونه زیستن و مدیریت آن به چگونه بودن بیشتر نیازمنداست تا ،ماده صد و کمیسیون و تفکیک زمین وآبادانی البرز و اینجور بساط ها .

و حال سخنی با شورائیان جدید :

اگر بخواهید مردم را سرکار و در انتظار خدمت بگذاریدمیتوان گفت : که خدمت بی منتی در کار نیست و شعار خدمت بی منت فقط برای روزهای قبل از انتخاب شدن بکار می آمد وگرنه وقتی حتی نشستن روی صندلی مدرن شورا هم حق الجلسه قابل توجهی دارد و لو اینکه  همه آن ساعات به گپ و گفت گو با دوستان و یا آشنایان به امورات زمین و باغ و طبقات و … بگذرد چرا دانسته مردم را یکجور دیگری فرض می نما ئیم  بفرض که آنها ندانند اما گویندگان و سازندگان شعارهایی از این دست خود می دانند که تا کنون اوضاع بروفق چه مرادی بوده و پس از این چگونه خواهد بود .

حال تحلیل و تفسیر این قضایا بماند که بخش زیادی مربوط به نارسایی و ناکار آمدی قوانین داخلی و خارجی مرتبط با شوراهاست اما کاش شورا ی جدید علیرغم تکراری بودن اکثریت اعضاء آن طرحی نو می افکندند و آیینی متفاوت از شورای قبلی را به مرحله عمل در می آوردند – با عنایت بر آنچه که در شهر میگذرد و با توجه به آنچه از شورائیان سابق در افواه و جامعه میگردد شاید نگاه مسئولانه به موارد ذیل بتواند جامعه را با صف آرایی جدیدی از خدمت مواجه نماید .

۱- از آنجایکه تعداد زیادی از اعضاء شورای شهر از شاغلین و بازنشستگان بخش های دیگر می باشند حداقل برای حضور اوقات اداری در شورا از دریافت هر گونه حقوق و دستمزد خودداری نمایند و اینرا علنأ به مردم اعلام کنند .

۲ -برای اولین بار پیشقدم باشند در اعلان اموال و دارایی ها و املاکی که دارند و سیاهه لیست آنها را نه در اختیار دولتی ها – که در اختیار امینی  به انتخاب خودشان قرار دهند و به شایعات مختلف مبنی بر سوء استفاده از جایگاه خود در شورای شهر پایان دهند .

۳ – فعالیت های خود را مختص شهرداری ننمایند و در همه حوزه های مرتبط با امورات اجتماعی و فرهنگی و آموزشی مردم تا آنجا که قوانین اجازه می دهند مشارکت جدی داشته باشند و از جمله اینکه :

الف – نظارت بر واحد های تحت پوشش مجموعه شهرداری را بطور کامل مد نظر قرار دهند در حال حاضر سازمانهایی چون اتوبوس رانی و تاکسیرانی و سد معبر و…. هر کدام دولت مستقلی شده اند و بی هیچ قائده و ضابطه ای هرگونه که خواستند عمل می نمایند تاکسی های نارنجی در روستاها و باغات بمدت های طولانی در استراحت می باشند- اتوبوس های شهری هنوز حتی از یک پارک و توقف قانونی هم خوداری می نمایند –  حمل و نقل درون شهری با انواع مسافربرهای رنگارنگ امنیت اجتماعی مردم را نشانه رفته اند- پیاده روی های شهری مخصوصأ در خیابان های مرکزی  وحاشیه ی شهر به تصرف کامل اقلام و اجناس و صندلی های اصناف و کسبه درآمده اند – عابران پیاده روها که نوامیس مردم هستند از کمترین احساس امنیتی در عبور از این معابر ندارند برخی سازندگان و حتی برخی مراکز دولتی و شبه دولتی ماه  ها با شن و ماسه و آهن و میلگرد گذرگاه های قانونی  مردم را به تصرف خود درمی آورند که یا با تسامع یا بامماشات از آنها صرف نظر میشود – بساط دستفروشی بی ادبانه و اوباشانه در جای جای شهر به یک معضل جدی تبدیل شده است عدم شناسنامه دار نمودن این گونه فعالیت ها در آینده نزدیک شهر را به یک چاله میدانی بزرگ از بد پوشی و بدگویی بظاهر برای امرار معاش بدل خواهد کرد – شورائیان محترم همه مسائل و مشکلات شهر در جدول و پیاده رو و پل سازی نیست  بی خیالی محض در حوزه های مدیریت و اجتماعی و فرهنگی مرتبط  با مدیریت شهری نمایی غیر موجه  برآن بخشیده است و لمپنسیم نوینی در قالب دستفروشی ولگردانه و مسافربری بی مسئولانه وراه بندان های خودسرانه با تظاهر آشکار به ناهنجاری هاو ارزشها ، آداب شهری را تهدید جدی می نماید.

شاید گفته شود سازمانها ی دیگری هم می توانند متولیان این امور شوند اما راستش اینکه دستگاه های اجرایی دولتی چنان در خواب ناکاری و بی عاری فرورفته اند که جز با پتکی سنگین همتراز خودشان قصد بیدار شدن ندارند و البته مدیرانشان هم  سهل الوصل ترین مسیر را برای مدیریت انتخاب کرده اند و آن مماشات برای ماندن بقصد بهره وری بیشتر، دیگر امید به این دستگاه ها آیه یأس است و به مردم حق بدهید که توقعات خود را از منتخبان خود بخواهند و شما منتخبان مردم در نزدیکترین حوزه مرتبط با امورات آنهائید.

ب :احجاف در حق مردم از طریق سایر دستگاه های اجرایی و اداری همچنان خاموش و مستمر ادامه دارد در برخی از انها همچون افزایش هزینه های آب و گاز و برق، شورای قبلی همچنان متهم است با نگاهی به عملکرد برخی ادارات ضرورت دارد شورای جدید به عنوان نمایندگان مردم اگر نمی توانندبر آنها نظارت یا دخالت نمایند حداقل در دفاع از حقوق مردم ارائه گزارش نمایند برای همان مردمی که در ستاد های انتخاباتی بودند و داشتند وعده ها را گوش میدادند حداقل بدانند برگزیده شورایی آنان بر بسیاری از رفتارهای اداری و اجرایی معترض است ، مردمی که از سر ناچاری و نا امنی و ناکافی بودن خدمات  آموزشی وحمل و نقل به نزدیکترین مدرسه غیرانتفاعی میروند چرا باید هزینه های بی حساب و کتاب و خارج از مصوبه مدارس غیر انتفاعی را تحمل نمایند. شاید مدیریت آموزش و پرورش و فرماندارشهر به عنوان رئیس شورای آموزش و پرورش مرده اند ویا خدای ناکرده حساب و کتابی دارند که سکوت میکنند در مقابل شهریه دریافتی ۵ میلیونی بجای شهریه مصوب ۲ میلیونی، شاید مدیران شرکت های آب و گاز به این پاداش های چند میلیونی قانع نیستندکه می خواهند با الحاق تبصره های من دراوردی همچنان مردم را بچاپند- شاید مدیران صنعت و تولید شهر صلاحشان همین باشد که هر روز بر عرض و طول واحد های تعطیل شده افزوده شود تا بتوانند از این آرامش بهره بیشتری ببرند خوب در چنین مواردی که به بخشی از آن اشاره شد جایگاه شورای شهر کجاست ؟ سکوت و همراهی با وضع موجود است یا اعتراض برای تغییر آن به نفع مردم .

۴- از تجمع بی حاصل اعوان و انصاری که بنام مشاور در دم و دستگاه مدیریت شهری و شورای شهر جلوگیری بشود نه اینکه لازم نیست اما بعضأ حالت معکوس پیدا کرده است – از دید مردم اینان نقش دلالی وکار چاق کنی بیشتر ندارند و هر پرداختی از بودجه مردم برای این جماعت خیانت به مردم است  حد و مرز و تخصص این گونه انتصابات و انتخابات از جمله مواردی است که بهتر است شورای جدید به آن توجه داشته و خود نیز از یارگیری های اینچنینی خود داری نماید .

برخی از سازمانهای وابسته به شهرداری در حال حاضر از این تجمع بی حاصل آغشته است و گویا قرار است همه چیز با همه منابع برای یکی ذبح بشوند در این بساط بی رونق البته آنچه به وفور یافت میگردد  رنگ و لعاب است و بساطی ازاین دست.

۵- می توانید اولین کسانی باشید که طرحی یا مصوبه ای را به مرحله انجام رسانید بطوریکه شورای شهر پاتوق چند شغلی ها نشودو محلی برای باد آوردگی بازنشستگان نباشد بنوعی شغل خدمتی محسوب گردد- اگر منتخبین شورا از سایر دستگاه ها هستند مأمور بخدمت در شورا بشوند و بازنشستگان هم براساس ضوابط جاری کشور از منابع  آن برخوردار گردند – حتماً می دانید که بر اساس مصوبه مجلس و دستوالعمل دولت مثلاً چند شغلی بودن و پرداخت غیر ضابطه ای برای بازنشستگان (بغیراز قانون تسهیلات ایثارگران )ممنوع می باشد – اشکالی نخواهد داشت اگر در همین ارتباط گامهای اولیه را شما بردارید و برای سایر نقاط کشور الگویی خوبی باشید وگرنه با عملکرد نامطلوب دستگاه عالی استان همه دستگاه های اجرایی بخوبی دریافته اند،که اینگونه دستورالعمل ها فقط برای تصفیه حساب های شخصی و گروهی بکار می آیند وآش کشکی بیش نیستند در همین حال حاضر در کاخ عالی استان و انواع اداره جات کل- انبوهی از مدیران کل با تمدید خدمت های پی در پی در مسند شریف خود نشسته اند و اماده ارائه خدمات بیکرانی  هستند که دست بوسی  بخشی از آن می باشد .

حال این چه نوشته مقبول افتد و چه در نظر آید با احترام به جایگاه خالی نماینده بانوان، برای همه شما در مسئولیت شورایی توفیق و عزت و سربلندی آرزو هست

 

 

یوسف پیربوداقی – نشریه فردای ما شماره ۶۳۷

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :