صادق زیباکلام، دم خروس یا قسم حضرت عباس!

طبق معمول زیبا کلام خود هم نمی‌داند که بر چه اساس و بر چه مبنایی باید در مسئله‌ی ائتنیک‌ها اظهار نظر کرد.

سرویس سیاسی: صادق زیباکلام، دم خروس یا قسم حضرت عباس |

 

 

اخیر صادق زیباکلام در نامه‌ای به آیت‌الله سیستانی خواهان آن شده که به استقلال اقلیم کردستان عراق و به مبارزه و اراده‌ی کردهای آنجا، مبنی بر تشکیل کشور کردستان احترام گذاشته شود. همین یک نامه می‌تواند بحران نظری او و همفکران مرکزگرایش را در تبیین مسئله‌ی ائتنیک‌ها آشکارتر کند.

 

زیباکلام در پاراگرافی از نامه، استقلال اقلیم کردستان عراق را به اراده‌ی کردهای آنجا گره می‌زند.

او با اشاره به “ده‌ها سال مبارزات آزادی‌‌خواهانه آنان” صراحتا ایده‌ای را مطرح می‌کند مبنی بر اینکه در حل منازعات ائتنیکی، عامل تعیین کننده، اراده‌ و خواست ساکنین آن مناطق است. در واقع او در مسئله‌ی اقلیم کردستان عراق، به نوعی حق تعیین سرنوشت را برای کردهای آن مناطق به رسمیت می‌شناسد.

اما زیباکلام نگرانی دیگری نیز دارد؛ مواجهه‌ی او با مسئله‌ی ائتنیک‌های ساکن ایران خواه-ناخواه او را به دامان تناقض‌گویی سوق می‌دهد. او نگران است که ناخواسته سرنوشت ایران را هم به اراده‌ی ائتنیک‌هایش گره زند. تناقض زیباکلام از آنجا آغاز می‌شود که در پاراگراف بعدی می‌نویسد “تجزیه‌طلب خواندن کردها همان‌ قدر بی‌معناست که اصرار بر یکپارچگی کشوری به نام عراق. نه عراق، نه سوریه، نه اردن، نه فلسطین، نه لبنان و نه سایر سرزمین‌هایی که امروز در منطقه‌ی خاورمیانه کشور خوانده می‌شوند دارای پیشینه‌ی تاریخی نبوده‌اند … عراق بیش از آنکه محصول تاریخ باشد، محصول قرارداد سایکس-پیکو است!”

او با اشاره به پیشینه‌ی تاریخی کشورها، به نوعی از ملی‌گرایی تاریخی-ازلی پهلو می‌زند که حامی یکسان‌سازی ملت‌ها و یکپارچگی کشورهاست. در نظر این طیف، حل مسئله‌ی ائتنیک‌ها در کشوری با پیوستگی و پیشینه‌ی تاریخی نمی‌تواند محلی از اعراب داشته باشد. حال آنکه این نوع نگاه به مسئله، صراحتا در تضاد با حق تعیین سرنوشت ملت‌ها است و زیباکلام مفتضحانه دچار این تناقض می‌شود.

طبق معمول او خود هم نمی‌داند که بر چه اساس و بر چه مبنایی باید در مسئله‌ی ائتنیک‌ها اظهار نظر کرد. در واقع نگاه او به مسئله‌ی ائتنیک‌ها در عراق، نقطه‌ی مقابل نگاهی است که به کشوری با پیشینه‌‌ای تاریخی دارد. فارغ از اینکه، ایران شامل آن پیشینه‌ی تاریخی مورد نظر زیباکلام می‌شود یا نه و اینکه اساسا چنین نگاهی به مسئله تا چه اندازه مضحک است، مسئله جالب توجه آن است که بر اساس استدلال او، کردهای ساکن ترکیه برعکس کردهای عراق، نباید چنین حقی را برای خود محفوظ بدانند حتی اگر اراده‌ی آنها بر آن باشد. چرا که ترکیه‌ی کنونی بی‌شک کشوری با پیشینه‌ی تاریخی چندصدساله است. پیشینه‌ای که هفتصد سال آن را تحت حاکمیت تنها یک سلسله – عثمانی‌ها – بوده است و حتی مرکزگرایانی همچون زیباکلام هم نمی‌توانند چنین پیشینه‌ای را انکار کنند.

حال باید منتظر بود تا در پی بحرانی ائتنیکی در ترکیه، نظر او را جویا شد. هر چند با سبقه‌ای که از تناقض‌گویی‌های او سراغ داریم به احتمال زیاد یا وقیحانه ترکیه را کشوری تازه قلمداد خواهد کرد و یا اراده‌ی کردهای ترکیه را مقدم بر هر پیشینه‌ی تاریخی خواهد دانست. چرا که در نظر او، طرف ترک باید بازنده‌ی تحلیل‌هایش باشد. تا آنجا که مطمئنا در مواجهه‌ی جدی با ومسئله‌ی ترک‌ها در ایران، دست به دامان توهمات خواهد شد و پیشینه‌ی تاریخی ایران را به اعماق تاریخ گره خواهد زد.

 

یادداشتی از استاد روزبه سعادتی

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :