مامورم ومعذور!

 

سرویس اجتماعی ومدنی، یادداشتی از جوادجوانبخت قولونجو: می گوید من سیاسی نیستم، می گوید منو با سیاست چه کار، من مأمورم و معذور!!

 

 

حضرت علی(ع) درنامه به مالک اشتر: به مردم نگو مأمورم و معذور

⁉️ما هر از چند گاهی دربرابرکنشهای قانونی با واکنشهایی ازنوع  این جملات  مواجه میشویم ،و اغلب حق را به مامور اجرایی می دهیم، نظر بسیاری از مردم و تحلیل گران را جویا می شویم، هر کسی از حال و روز خود و ایدئولوژی که سراغ دارد می گوید.

اوایل انقلاب اسلامی ایران  این واکنش مامورین مترودبودوبا قاطعیت ازسوی علما ردمیشد.

🖊 درحکومتهای توتالیتر وجهان سومی روانشناسی بعنوان یکی از شاخه های علوم انسانی برای  کنترل جامعه زیر سلطه بالاخص برای مشروعیت بخشیدن به خواسته های یک تفکر تمامیت خواهانه  و حفظ سیستم است بکارمیرود که در بین آحاد مردم هر از چند گاهی برای کنترل نگرش مردم با مقتضیات زمان انجام می پذیرد،یکی از این موارد  جو سازی تبلیغاتی یا تنش زدایی مردمی با استفاده از روانشناسی و  تحلیل نیاز روحی مردم یک جامعه به آرامش کذائی در کشورهای جهان سوم بوده است، پس ارتباط ممکن در نورد روانشناسی حقوقی مردم با خاستگاههای جنبش مدنی و دستگاه های اجرایی چه می تواند باشد؟! آیا عوامل اجرایی می توانند از نوع مردم باشند یا تنها مأمورند و معذور!؟

و تعریف کارمند یا کار گزار یا یک مامور پلیس! که در نوع خدمت از اهمیت زیادی برخوردار بوده با طرز تفکر مردم و نگرش سطحی و عمقی چه ارتباطی دارد!؟ ،،، آیا تعریف کار یک مامور دولتی جهان سومی (هر چه باشد) با یک مامور دولتی کشورهای پیشرفته یکی است یا متفاوت؟!

طبعا که متفاوت بوده و نگرش های مختلفی در نوع اداره کرد یک سیستم تعریف شده است، جهان سوم وتعریف نگرشی که از بدو ورود به آموزش و مدرسه و حتی در دانشگاه تحمیل می شود تعریفی که جهان شناختی را متفاوت با زاییده افکار عده ای که دیکته کردن را در بر دارد و بدون استثنا  دراهداف آموزش و پرورش درمقاطع مختلف به اجبار گنجانده می شود. و حتی تعریفی معنوی و روانی نیز  به آن اضافه میکنند تا در صورت کج فهمی و کج روی احتمال گناه و معصیت را در پی داشته باشد.

امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی خود از مخالفین سرسخت جملۀ مامورم ومعذوربود.  

🖊 فارغ ازاینکه چرا فرمان ۸ ماده ای امام خمینی تاکنون اجرائی نشده  ، حال باید دید  چقدر یک مامور، مامور است و معذور؟! این ماموریت را در میتینگ های مدنی و فرهنگی و زیست محیطی چگونه می توان تحلیل کرد! آیا میتینگ های زیست محیطی که در قانون اساسی بیشتر کشورها حتی جهان سومی نیز آزاد بوده است. جرم محسوب شده و تعقیب قانونی دارد؟!آیا همان عوامل دستگاه اجرایی جزئی از این جامعه نیستند؟ یا مأمورند و معذور!!

🖊مثالاً تجمع های اعتراضی برای وضعیت دریاچه اورمیه که یک از تجمع های محیط زیستی توسط مردم خصوصا قشر دانشجویی بود تنها متعلق به قشر خاصی از جامعه است یا آلودگی های ناشی از افزایش نمک و ذرات معلق دامنگیر گروه خاصی از جامعه بوده و یا دخالت در اکوسیستم یک منطقه بدون اینکه مطالعاتی انجام پذیردو دارایی عده ای را به یغما می برد جزو دارائی همین معذوران نیست؟

🖊آیا انگ زدن تجزیه طلب وآشوبگر به فعالان محیط زیست ، مرهم و درمان این بیماری همه گیر  شد! ؟ آیا برخورد چکشی وممنوع کردن هر گونه نشر و نوشته ای که در مورد دریاچه اورمیه منتشر می شد اکوسیستم را به طبیعت خود برگرداند! آیا دستگیری و حبس فعالان مدنی و محیط زیستی از پیشروی ذرات معلق جلوگیری کرد!؟

🖊این روزها طعم تلخ اشتباهات فاحش سیاسی وابن الوقتی برخی مسئولین را می چشیم،و می بینیم که اثرات منفی این دگرگونی طبیعت چقدر مشکل ساز بوده و چقدر هزینه برای منطقه دارد. آیا آلودگی سرطان زای هوا در شهرهایی شمال غربی برای شما مامورین هموطن معذورِعزیز و خانواده های مکرمشان مشکل ساز نیست!؟ آیا کم شدن ۳۰ میلیون متر مکعب آب دریاچه را ندیده اید! شور شدن چاههای آب زمینهای کشاورزی ولم یزرع شدن زمین های اطراف دریاچه ارومیه را ندیده اید ،! چقدر روستایی بیکار شده، چقدر جوان این منطقه که درهمسایگی وهمشهروندی شما زندگی میکنند  درتامین معیشت ونان شب وبی مسکنی درمانده اند ! آیا شما ازطبعات خانمانسوز این مصیبتها مصون خواهیدماند؟!  آیا می دانید که بیشتر بیماری های قلبی و ریوی و گوارشی منطقه شمال غرب کشور ناشی از ذرات معلق و نمک دریاچه اورمیه است!

آیا مامور، معذور از مصیبت هایی که گریبان گیرجامعه است میباشد ؟

آیا این معذوریتها با منویات بنیانگذارجمهوری اسلامی منطبق است؟

آیا  تاریخ  سال های نه چندان دور برخورد چکشی مامورین معذور ،بااعتراضات قانونی وشرعی را فراموش میکند!؟

قضاوت با شماآیا  جمله مأمورم و معذور وجه منطقی و  ادله عقلی دارد!؟ آیا صرف مامور بودن قبح  زیر پا گذاشتن معیارهای انسانی و اخلاقی و اجتماعی را به بهانه اجرای دستور چه قانونی چه غیرقانونی با مردم و برای مردم بودن است!

 

آیا ذهن تاریخ  به  جو سازی تبلیغاتی وهرآنچه  که دولتها مینویسند خلاصه میشود!؟

پس نباید  فرزندان این سرزمین قربانی تفکر و اندیشه قدرت طلبانه شوند، چراکه هرانسانی درهرلباسی وظیفه دارد که اندیشه را جایگزین کلمات جاه طلبانه کند! تا بیشتر از این جامعه ای که همه درآن زندگی میکنیم دچار بحران و رکود اخلاقیات انسانی نشود! درست است که نوشدارو بعد از مرگ سهراب چاره ساز نیست، درست است که سرنوشت فرزندان این سرزمین قربانی ندانـم کاری برخی مسئولین شدند،… ولی بهتر نیست وجدان و اخلاق انسانی را جایگزین کلمات نامانوس مأمورم و معذورم… کنیم ؟

یادداشتی از “جواد جوانبخت”

 

 

 

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :