در جواب مقاله «آذربایجان، ایرانِ کوچک» روزنامه ایران؛

سرمقاله استاد راشدی درپاسخ به روزنامه معلوم الحال ایران :" ترکان ، واقعیت انکار ناپذیر جامعه کثیرالمله ایران"

سرویس تاریخ آذربایجان ، ،استاد حسن راشدی نویسنده وپژوهشگر نامی  آذربایجان در واکنش به مقاله موهن روزنامه ایران نوشت : در جواب مقاله «آذربایجان، ایرانِ کوچک» روزنامه ایران؛

 

 

 

در جواب مقاله ” آذربایجان ، ایرانِ کوچک ” روزنامه ایران 

 

” ترکان ، واقعیت انکار ناپذیر جامعه کثیرالمله ایران”

 

حسن راشدی : ۸ دی ماه ۱۳۹۶
در روزنامه دولتی ایران و ناشر افکار دولت باصطلاح ” تدبیر و امید” سه شنبه مورخ پنجم دی ماه ۱۳۹۶ شماره ۶۶۷۶ در صفحه تاریخ آن ، مقاله ای با نام : “آذربایجان، ایرانِ کوچک” به قلم جوانک کم سن و سالی که خودرا ” پژوهشگر تاریخ آذربایجان ” نامیده بود، درج شده بود که متن مقاله درج شده در این روزنامه هم علاوه بر اینکه کم تجربگی ، ناپختگی و کم اطلاعی از تاریخ همراه با احساسات و تفکرات افراطی نویسنده آن را می رساند ، روزنامه ” ایران” هم که بیست و یکمین سال انتشار خودرا بر بالای صحفه آن درج کرده بود ، را هم متاسفانه دچار غفلت از درج مقاله وزین تاریخی و پژوهشگرانه و واقع بین کرده بود .
جوانک نویسنده، از اینکه در رشته تاریخ به عنوان دانشجو پشت میز درس دانشگاهی نشسته، خودرا محقق و نظریه پرداز در تاریخ نگاری پنداشته در متن مقاله، چندین بار ترکان آذربایجان را ” ترکان مغول” نامیده است!
استفاده از چنین ترکیبی ناشی از دو مقوله است :
۱ – وی با تمام ادعای تاریخ دانی اش هنوز با اسامی ، ترکیبات و بدیهیات اولیه تاریخی و اتنیکی آشنایی ندارد
۲ – آنچنان در تفکرات به غایت افراطی عده ای تمامیت خواه حاکم بر جامعه و نفرت از ترک و ترکان غوطه ور است که فراموش می کند در سلک و سلوک تاریخ نگاری و جامعه شناسی قلم به دست گرفته است !
وی ترکیب جمعیتی با اکثریت مطلق ترکها در آذربایجان را چه بومی ۷۰۰۰ ساله این سرزمین باشند و یا مثل به اصطلاح آریائیها بعدا به این سرزمین آمده باشند را نادیده گرفته تاکید بر اقلیتهای اندکی که گاهی شمار بعضی از آنها چون تاتها و ارامنه در آذربایجان به چند هزار و بعضی دیگر چون تالشها تعداد آنها به چند ده هزار نمی رسد را عمده ساکنین آذربایجان پنداشته و ترکیب جمعیتی آذربایجان را ترکیبی از این اقوام دانسته می نویسد :
” طبیعتاً ساکنان کنونی آذربایجان حاصل ترکیب همه این گروه‌ها با یکدیگر هستند به‌طوری که یک آذربایجانی چیزی جز تات، کرد، تالش یا آمیزه‌ای از اینها نیست”
به راستی مسئولین روزنامه ” ایران” به چنین باور ناسیونالیستی افراطی ایرانشهری رسیده اند که در آذربایجان جز تات، تالش و کرد کس دیگری نیست و زندگی نمی کند و ترکها در ترکیب جمعیتی آذربایجان جایگاهی ندارند که به درج این مقاله اقدام کرده اند؟!
نویسنده مقاله در جای دیگر، آذربایجان را فقظ گذرگاه عبور ترکان دانسته می نویسد:
” تاریخ ترکان از یک منظر بسیار قابل توجه است و آن وجود فرهنگ کوچ و مهاجرت در ساختار قبیله‌ای آنان است، به همین دلیل بسیاری از ترکان وارد شده به آذربایجان مدت طولانی در آذربایجان دوام نیاورده و سرانجام از آذربایجان به سمت نواحی دیگر مهاجرت کردند و ترکان باقی مانده نیز به مرور زمان در جامعه یکجانشین آذربایجان ترکیب شدند.”
اگر آذربایجان فقط گذرگاه ترکان برای مهاجرت به نواحی دیگر بوده و ” ترکان وارد شده به آذربایجان مدت طولانی در آذربایجان دوام نیاورده و سرانجام از آذربایجان به سمت نواحی دیگر مهاجرت کردند و ترکان باقی مانده نیز به مرور زمان در جامعه یکجانشین آذربایجان [ در بین تاتها و تالشها] ترکیب شدند.” پس چرا زبان این ترکان ترکیب شده در جامعه یکجانشین تاتها و تالشهای آذربایجان، تاتی و یا تالشی نشد و ترکی شد ؟!
مگر این اندک ترکان باقی مانده در آذربایجان چه قدرتی داشتند که اکثریت تات و تالش را که در این سرزمین به زبان تاتی و تالشی صحبت می کردند را در میان خود هضم کرده و زبانشان را هم به ترکی تغییر دادند ؟!
پس چرا از اینهمه تات و تاش در آذربایجان هیچگونه اثر ادبی در طول قرون متمادی دیده نمی شود اما اثر سترگ و جهانی ” دده قورقود” به زبان ترکان، که به قول نویسنده در داخل تاتها و تالشها هضم شده بودند در این منطقه و در سال ۴۴۴ هجری قمری آفریده شده و به ذخیره کم نظیر ادبیات جهانی تبدیل می شود؟
بگذریم از دیوانهای متعدد شعرای دیگر حتی شاه اسماعیل صفوی با تخلص ” خطایی” که به زبان ترکی در این دیار آفریده شده است .

***

 

از این گذشته، ترکانی که بعداً در آسیای صغیر،آن امپراتوری عظیم را پدید آوردند و تا قلب اروپا پیش رفتند از نوادگان سلجوقیانی هستند که در سال ۴۲۹ هجری قمری شهر نیشابور، در سال ۴۳۳ شهرری و از سال ۴۵۵ شهر اصفهان را پایتخت خود قرار دادند. یعنی سلجوقیان ۴ سال نیشابور، ۲۲ سال شهرری و ۱۱۴ سال اصفهان را پایتخت دائمی خود قرار داده و برای فتح آناتولی فرمان خودرا از شهر اصفهان صادر می کردند.
یعنی حرکت سلجوقیان ترک از شرق ایران (خراسان) شروع در مرکز آن (ری و اصفهان) تثبیت می شود؛ سپس از طریق آذربایجان به آناتولی (ترکیه امروزی) می رسد! به بیان دیگر باید گفت ترکانی که در ترکیب دولت سلجوقی در آسیای صغیر (ترکیه امروزی) مستقر شدند و آن دولتهای پر قدرت را تشکیل دادند از ترکان اوغوز سلجوقی هستند که در اصفهان ، ری ، اراک، همدان، زنجان، تبریز، اردبیل، باکو، گنجه و دیگر مناطق آذربایجان سکونت پیدا کردند و با ترکان بومی این مناطق در آمیخته سپس ترکان ترکیه، سوریه، عراق و آذربایجان امروزی را پدید آوردند.
زبان ترکی که زبان اکثریت مطلق مردم آذربایجان و دیگر مناطق ترک ایران است وضع و موقعیتش از دو حال خارج نیست:
۱- این زبان از ۷۰۰۰ سال پیش و از زمان سومریان که بنیان¬گذاران اولین تمدن بشری هستند، ایلامیان و اعقاب آنها به مردم ترک ایران به ارث رسیده است که اسناد زیادی در این مورد موجود است و ترکانی هم که بعداً به این سرزمین آمده¬اند به همزبانان قبلی خود پیوسته و زبان ترکی آذربایجان و آناتولی را پدید آورده اند.
۲- این زبان، زبان ترکانی است که بعداً و بقول احمد کسروی و کسرویست¬ها از زمان غزنویها، سلجوقی-ها و با جمعیت انبوه به آذربایجان، آناتولی و دیگر مناطق ایران آمده و اکثریت مطلق جمعیت این مناطق را تشکیل داده و ترکیب جمعیت را به نفع خود تغییر داده¬اند. که در هر دو حال اینها ترکان اصیلی هستند که بعد از حاکمیت اسلام به مدت هزارسال مستمر از چین تا قلب اروپا را زیر حاکمیت خود داشتند و تاتها ، تالشها و یا آذری¬های ترک شده هم نیستند، چه اگر تاتها و تالشها و به قول احمدکسروی آذری ها ، در آذربایجان اکثریت می¬بودند و ترکان مهاجر در اقلیت، باید مهاجرین ترک در داخل این ساکنین باصطلاح بومی، مستحیل می¬شدند و زبان مردم کنونی آذربایجان هم زبان تاتی ، تالشی و یا آذری مورد ادعای آقای کسروی می¬شد نه زبانِ ترکی آذربایجان !
نباید فراموش کرد که در هر جامعه ای ، بنیان آن جامعه بر اساس جمعیت اکثریت شکل می گیرد و گروه-های اقلیت، قالب اکثریت را به خود می گیرند و همانند آنها می شوند نه با تئوری بافی های ساخته و پرداخته ذهن عده ای پندار باف!
نباید راه دور و دراز را پیمود، همه میدانیم مهاجرت اروپائیان به قاره آمریکا به بیش از چهارصد سال نمی رسد ولی سرخپوستان آمریکایی از مردم بومی و شاید چند هزار ساله این قاره به شمار روند، در حال حاضر آیا می توان گفت که چون سرخپوستان بومی مردم این قاره بوده و آمریکائیان مهاجر، از اروپا به این قاره مهاجرت کرده و در این مناطق ساکن شده اند لذا این مهاجرین باید زبان انگلیسی، فرانسوی و اسپانیولی خود را رها کرده به زبان سرخپوستانی که ساکنین اصلی و بومی آمریکا هستند سخن بگویند و خودرا هم از نسل سرخپوستان بدانند ؟ !
هم اکنون هم ترکان در آذربایجان و در دیگر مناطق ترک زبان ایران، اکثریت مطلق جمعیت این مناطق را تشکیل می دهند چه از ۷۰۰۰ سال پیش به این مناطق آمده باشند و یا از زمان سلجوقیان فاتح ایران و آناتولی و یا در زمان حکومتهای بعدی در آذربایجان و دیگر نقاط ایران ساکن شده باشند فرقی نمی کند ، آنها به نسبت کثرت جمعیت خود حقوقی مساوی و برابر با حقوق فارس زبانان در کلیه زمینه ها در کشور دارند نه کم و نه زیاد!

 

 

 

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :