تذکرهُ شیخنا دوکتور عابد الفتاحی “لا مزاحُ فی الاستعفا”حفظهُ الله

تذکره المقامات اندرحکایات” المزاحُ لیس لامزاح یستعفی من الشیخنا الوکیل العابد الفتاحی  “

 

درجامع الحکایات خواجه  بصیرالدین بال آریسی  اندرحکایت فی البیانات شیخنا کُردنا کاک دوکتور عابدفتاحی  الرئیس والفوراکسیون جمعیع الاکراد والتسنن فی المجلس العشره  والایرانیه :

snapshot_014

آن درامده از راست دیروز وگشمده در برزخ جناحین امروز  آن درآرزو مانده صبح وصال کوردستان آزاد ، آن متغیراالاقوال والاحوال آن سخنور برگزیده نسل رسانه های زنجیره ای سپاه وجوینده کوردستان آزاد درماه  ،  ،ان مردشوخی بی شوخی (لا مزاح والمکذب المزاح )  که از جماعت وکلا ی کُرد بود وجایش درمجلس درراس الفراکسیون التسنن که هماره  به فکر بُرد بُردازسوی قوم  کُرد بود.

نقل است روزی ازدنده راست همی بیدارشد وبر مسئولین بلادتدبیر  خروشید وبابیاناتی تا مرزتهدید استعفا جوشیدوچنان گردو غبارهمی کرد که ازترگور تا مرگور درهم کشید و راست ها ،هاج واوج انگشت بدهان گزیدندوازحال وهوایش اشک تمساح بریختند.

گویند روزی مغضوبین ازوی سئوالیدند یا دوکتور چگونه است که وی  مصاحبه هایش قبل از رسانه های مسقل از بلندگوی  رسانه های معاندومخالف دولت تدبیر درزهمی کند. دوکتور عابد نگاه چپ اندرسفیهی نمود وگفت :مارا قصوری نباشد ازاینکه رسانه های داخلی از صوفی گر ی وطی طریق چیزی درنیابند ومعاندین این طریق را طی کنندومن مصاحبت در ترگور کنم که مسیر آنتنش لابد به سایتهای معاند نزدیکتراست پارازیت درآن کارگرنباشدهمی  ! ومغضوبین کم آورده گوشه عزلت گزیده ولام تا کام نحرفیدندتامت!

 

همچنین ازمریدان شیخ عابد  روایت است : طی‌الارض می‌کرددرآنی . روزی وقت نماز قضا، مریدی در مسجد «شافع اورمیا» دیده بودش که نماز می‌کرد. مریدی دیگر گفت: «هم در آن وقت در کمیسیون فراکسیون اهل سنت مجلس  دیدمش!» و هم در آن زمان درقم ،ودرآنی در بلاداقلیمک کوردیستان دیده بودندش که می‌رفت ومریدی هم وی را همزمان درترگور ویکهو درمرگوردبدیدبر روی ۴ پایی استعفانامه بدست چهارنعل می تاختندی!ومغرضین پرسید که: «این چگونه تواند بود؟» مریدان گفتند: «در نماز قضا، فکر آدمی، هزار جا تواند رفت!

 

گویند روزی میرزا جواد، معروف به جواد( سررسید) درمعیت خواجه نادر  معروف به نادر قیل وقال، از همجناحان دوکتور ابرو درعجب کشیدند و سئوالید ند :یا دوکتور  دراستای مزاح تهدید آمیز  اخیرت که تا استعفا پیش رفت چگونه شد ازمستعفی شدن پشیمان گشتی ؟! و اینچنین مصاحبتهای سیاسی چگونه نویسی و خبر از غیب چگونه دهی؟

دوکتور افاضه فرموده گفت: هرگز در تاریکی سنگ انداخته‌اید؟آندو یکجا بنالیدند : «نی!» گفت: «پس بیندازید که گفته‌اند: سنگ مفت گنجشک مفت! و ما انداختیم و شد!

 

خواجه نادر ومیرزا جاواد از درمزاح برآمدند بالبخندژوکوندو سئوالیدند: یا شیخ  چگونه شد که ما چیزی احساس نکردیم ! دوکتور عابد بادی بغبغب گرفت وگفت من بقول شما ترکها ” داشین قوبباز یریندن یاییشدیم ” یعنی مسئولین تا تهدید استعفای مرا دیدند برخودلرزیدن فلذا بالاخره در هفته گذشته والی ووالیچه ها با چندین نشست وبرخواست  بر بنده خوشبختانه همه مشکلات اجتماعی مناطق از بلاد شرقنا فی الغربنا وازجنوبتنا علی شمالنا فی استاننا حلُ و فصل همی تامت واینگونه شد که ازاستعفا منصرف شدم.

snapshot_004

نادروجاواد آب بینی برآستین کشیده وسربزیر انداخته یکصدا گفتند یا کاک عابد مارا پند واندرزگوی تا طی طریق تورا گیریم تابیش از این  نزد موکلینمان خالی بند دیده نشویم  !

دوکتورعابد نگاه عاقل اندرسفیهی به  وکلای اثنان : الجواد والنادر بیانداخت وهمی گفت ما توانستیم مسائل اجتماعی وسیاسی را حل وفصل کنیم تو ای ناد رکه اگر توانی توهم از شگردتهدیدبه  استعفای ما مستفاد شو وبرای  نجات دریاچه طی طریق کن تا اقلا دادوقالت دراین ایام انتخابات توخالی ننمایاند وتو  جاواد آستین خود بالا بزن ودست از سررسید نانوشته بردار ودل به دریا زن و داد اقتصاد وبیکاری بر متن استعفایت بگمار که شاید این ۱۲ سال یکبارهم که شده دردی را ازملت دوا نموده باشی .

واینگونه بود که حکایت انصراف از استعفای آتشین کاک عابد فتاحی   برملا شد ومعاندین ومغرضین شمشیر عنادرا غلاف نموده وازطی طریق وی جامه ها دریدند وندای اَناالحق سرداده بربیابان سرنهادندهمی. الله اعلم.

 

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :