جعل و تصاحب میراث‌های فرهنگی دیگران افتخارآفرین نیست

بگزارش چیچست نیوز بنقلازدورنانیوز:جعل و مصادره اسامی جغرافیایی متعلق به اقوام دیگر و تراشیدن هویت‌های غیرعلمی، بدون ارایه مدرک برای توپونیم‌های جغرافیایی، در جهت اهداف شوم سیاسی خاص به غیر از بردن آبروی شخص راه به جایی نخواهد برد و نشانگر نوعی ضعف‌ تئوریک فرد و خالی بودن وی از بار علمی مناسب است و در جهت هموار نمودن جاده برای اجرای اهداف سیاسی توسعه‌طلبان می‌باشد و نتیجه آن چیزی جز ایجاد اختلاف قومی و آتش‌افروزی در این موقعیت حساس خاورمیانه و جهان اسلام نیست.

chichest-eisa
عیسی یگانه:در روزهای اخیر، نشریه «جامعه کردستان» مهاباد در ویژه نامه شماره ۱۸ (نیمه دوم دی ماه سال ۱۳۹۳) مقاله‌ای تحت عنوان: «شهرستان نقده»، به قلم اسماعیل ادهمی دبیر آموزش و پرورش شاغل در محمدیار منتشر نموده و در آن مواریث فرهنگی و تاریخی منطقه سولدوز و شهر نقده را به چالش کشیده است.
با نگاهی گذرا به این مقاله می‌توان دریافت که یا نویسنده اشرافیت و معلومات لازم را برای ورود به چنین مقوله‌هایی ندارد و یا اینکه آگاهانه و با اغراض خاص و ذهنیت تعصب‌آمیز خود دست به جعل مطالب در باره ریشه اسامی جغرافیایی منطقه سولدوز (شهرستان نقده) نموده است. انتشار چنین مطلب اختلاف‌انگیزی بدون ارایه مستندات، موجی از نارضایتی را در میان اهالی منطقه برانگیخته است.
در شرایط فعلی آنانی که چنین نا آگاهانه مطلبی را برای چاپ آماده می‌کنند باید با پذیرفتن حقایق تاریخی و واقعیت‌های مسلم جغرافیایی و تسلیم در برابر قانون – که بر عدم ایجاد اختلاف میان اقوام و ادیان تصریح دارد- پاسخگوی اعمال بی‌مسئولانه و بی‌خردانه خود باشند.
اسماعیل ادهمی در مقدمه نوشتار خود با تکیه بر لغات «حساسیت» و «اهمیت» یک نام جغرافیایی نزد «ملت‌ها» و به طرح توهمات خود در باره ویژگی‌های توپونیومی (وجه تسمیه مکان‌ها) در شهرستان نقده پرداخته است.
در ابتدا ادهمی به گفته (شفاهی) شخصی به نام حسین حزنی موکریانی، استناد نموده و بدون ارایه دلیل و مدرکی شهرستان نقده را جزو دشت‌های موکریان قلمداد کرده است. در این خصوص با یک مراجعه سطحی به اسناد موجود دوره‌های تاریخی و به ویژه دوره قاجار به راحتی می‌توان صدها سند خلاف ادعای آقای ادهمی و حسین حزنی موکریانی را در این زمینه‌ پیدا نمود که در آن از سولدوز به عنوان یکی از ولایات غرب آذربایجان مستقلاً نام برده شده است و در هیچ کتاب و منبع تاریخی به موضوع مورد نظر اسماعیل ادهمی که سولدوز را جزو خاک و دشت‌های موکریان قلمداد کند، کوچکترین اشاره‌ای نشده است.
به سندی به تاریخ ۵ شهر ربیع الثانی ۱۳۳۶ قمری رجوع می‌کنیم که بعد از آرم شیر و خورشید به حکومت ولایت اربعه، ارومی، سلماس و سلدوز در دوره قاجار اشاره شده است. از این سند این گونه استنباط می‌شود که سولدوز در دوره قاجار یک حوزه مستقل ولایتی در جنوب غربی آذربایجان محسوب می‌شده است … برابر اسناد موجود در گذشته‌های تاریخی و نیز در دوره قاجار، بخش اعظم منطقه مذکور به عنوان ولایت سولدوز یاد شده است و به کاربردن عنوان ولایت اربعه در سربرگ احکام صادره آن دوره تا اوایل دوره پهلوی، مبیّن این واقعیت می‌باشد … علاوه بر آن رسیدگی به امور حکومتی، سپاهی و نظامی ساوجبلاغ (مهاباد فعلی)، خانه (پیرانشهر فعلی)، لاجان و اوشنویه به عهده حوزه حکومتی ولایت سولدوز بوده که در این رابطه حاکم سولدوز بارها سپاهیان، نیروهای مسلح و سواره ایل قاراپاپاق را جهت اعاده امنیت مناطق یاد شده، به آنجا اعزام نموده است.
از سویی، با مراجعه به صفحه ۳۷۲ شرفنامه بدلیسی (مربوط به دوره صفوی) درمی‌یابیم که لغت موکریان- مکری به معنی حیله و تزویز آمده است وچون سیف الدین نامی از اکراد عثمانی زمانی که به ساوجبلاغ تسلط یافت به خاطر حیله گری و مکاری به سیف الدین مکری شهرت یافت و کلمه موکری و موکریان بیشتر در لغت به معنی مکر و حیله آمده است!
ادهمی در باره کلمه و وجه تسمیه نقده اشاره کرده است:
«سابقه نام «نقده» طبق اسناد موجود به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی یعنی ۸۸ سال قبل از این بر می‌گردد که در آن زمان به صورت قصبه از دهستان حومه، بخش سلدوز، شهرستان رضائیه بوده است. »
باید برخلاف نامبرده بگوییم که بر اساس سند موجود واگذاری منطقه و محال سولدوز به نقی خان (سوم) که در جمادی الثانی ۱۲۴۵ هجری قمری از طرف فتحعلی شاه قاجار به ایلخان قاراپاپاق توسط عباس میرزا نایب السلطنه قاجار صادر شده و موجود است. در باره واگذاری منطقه سولدوز به ایل قاراپاپاق نوشته ‌شده، این جمله آمده است :«لهذا قریه نوجه‌ده مشهور به نُقدای را که ملک زر خرید مخصوص سرکار خود بود را موافق این منشور رعایت مسطور به ملکیت عالیجاه مشارالیه مسلم داشته‌ایم…» (به تصویر سند این صفحه مراجعه شود‌). در متن آن علاوه بر کلمه «نوجه‌ده»، «نقدای» و به سلدوز نیز اشاره گشته‌است.
آمدن واژه نُقدای در سند واگذاری ملک سلدوز به ایل قاراپاپاق به خوبی نشانگر آن است که حداقل در ۱۸۵ سال قبل قصبه‌ای به نام نوغادای در سولدوز وجود داشته و بر خلاف نوشته ادهمی سابقه نقده به ۸۸ سال قبل باز نمی‌گردد و قبل از ورود ایل قاراپاپاق به سولدوز، در محل فعلی شهر، قصبه یا دهی بوده که «نوچه‌ده»، «نوقده» و «نُقدای» نامیده می‌شد، که بعدها به کلمه نقده (در تلفظ رسمی و دولتی) تبدیل گشته است.
در وجه نامگذاری این شهر، مرحوم یوسف قهرمانپور نوشته است: «کلمه نقده، ریشه‌ در لغات تورکی دوره ایلخانیان دارد و از کلمه «نوغادای»، «نوغادی»، «نوغاتای» و «ناغادی» صادر و گرفته‌شده است.»
به نظر ما، وجه تسمیه مورد اشاره شادروان یوسف قهرمانپور صحیح‌ترین و مستندترین وجه درباره نام نقده است. ایشان در مورد نقده (ناغادِی) عقیده دارد: «نقده یا نوغادای (نوغ- نوغا)، نام یکی از سرداران مغول و برادر زن هُولاکو بود و دای (تای)، به معنی طرف یا همتا است، و در اصطلاح ترکی نیز «ناغدا» به ملیله‌دوزی هم می‌گویند».
همچنین دای در زبان ترکی به معنی اسب جوان و اسب رام نشده هم آمده است.
اما نمونه دیگر آشفتگی ذهنی و تحریف اسامی جغرافیایی منطقه نویسنده مقاله در باره شهرستان نقده : وی ابتدا کلمه نقده را مأخوذ از لغت کردی! به معنی شهر لاک‌پشت‌های آبی دانسته و سپس در باره معنی کلمه نقده به نقل از لغت نامه دهخدا این گونه آورده است:
«در فرهنگ لغت دهخدا (۱۲۵۹٫ ه.ش.- ۱۳۳۴ ه.ش.) در مورد نقده آمده است: نقد [نَ قَ] (ع اِ) نوعی گوسپند کوتاه دست و پای است که آن را کتک گویند. گوسفند خرد. واحد آن نقده است. کودک حقیرخوار که اثر برنائی و جوانی در وی پدید نیاید. شکستگی دندان و کرم خوردگی آن. پوست پوست گردیدن سم.»
آیا آوردن معانی غیرعلمی، غیرمستند و بدون ریشه تاریخی و دادن آدرس عوضی شایسته مقالات این گونه نشریات قومی می‌باشد؟ …
این در حالی است در لغت نامه دهخدا در باره لفظ نقده آمده است :« شهرستانی که در جنوب دریاچه رضائیه [اورمیه] در استان چهارم [آذربایجان‌غربی] واقع است و از بخشهای اشنویه و خانه تشکیل شده است. مرکز آن شهر نقده دارای ۲۳۸۳۶ تن سکنه است. مذهب اهالی شیعه سنی کلیمی و مسیحی است. محصولش غلات چغندر توتون برنج حبوبات.

 
گل و بوته‌ای که با نخ مخصوص ابریشمی زری یا نقره‌یی بر روی پارچه‌های گرانبها می‌انداختند نوعی رشته فلزی نوار مانند و بسیار باریک از نوع گلابتون و سایر رشته‌های درخشان و زینتی که در یراق بافی و علاقه بندی و غیره بکار می‌رود.
همچنین «[نقده .[ ن َ ق َ دِ] (اِخ ) قصبه‌ای است از دهستان حومه بخش سلدوز شهرستان ارومیه. در ۹۵ هزارگزی جنوب ارومیه در جلگه معتدل هوائی واقع است و ۱۱۶۰ تن سکنه دارد. آبش از کدارچای تأمین می‌شود. محصولش غلات و چغندر و توتون و برنج و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله‌داری است. این قصبه مرکز بخش و دهستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج .۴)»
به هر حال جدا از معانی نقده در لغت نامه‌ی دهخدا کلمه نقده یک واژه فارسی نبوده و نیست این کلمه در اصل از واژه نُقُدای (به سند واگذاری منطقه سلدوز به ترکان قاراپاپاق مراجعه شود.) از ریشه نوغا دای صادر و گرفته شده است و واژه مشابه ترکی آن جیغاتی جیغا تای نام رودی در میاندآب می‌باشد.
اما ادهمی بار دیگر در قسمت وجه تسمیه نقده آورده است: «با توجه به وفور آب و حالت باتلاقی منطقه، زیستگاه مناسبی برای پرندگان و جانوران مرداب زی به وجود آورده است که یکی از این جانوران لاک پشت آبی است که در زبان کردی به آن نه قه (نق، به فتح لا و ق) می‌گویند (روستای نق، ده نق م، نه قه دی = نقده (نقده = روستای لاک پشت آبی)

 
دلایل رد این نظریه ادهمی باید پاسخ دهد: ۱- باید ابتدا اثبات شود که آیا در طول تاریخ به وجود آمدن نقده (نوغادای) کردها اصلاً در آن سکونت داشته‌اند؟ و در این صورت، در چه تاریخی شروع به سکونت در آن کرده و آنگاه آن را نیز نامگذاری کرده‌اند؟ و یا این روستا را آنان به وجود آورده و آباد کرده؟ و در اصل در چه تاریخی آن را نام‌گذاری نموده‌اند؟ و اسناد مربوط به این دلایل ارایه گردد.
۲- باید اشاره داشت بنا به منابع تاریخی، قبل از سکونت ترکان قاراپاپاق از سال ۱۲۴۶ هجری قمری، سولدوز محل زیست و سکونت طوایف و ایلات مختلف ترک چون: افشارها، مقدم‌های مراغه، ایل تیمور، آختاچی، باران‌لو، چاپقلو، کوپک‌لو، قارا باش‌لو، قارا قاپساق، قارا حاجی‌لو، قیزیل حاجی‌لو و … بوده و علاوه بر نقده، نام اکثر روستاها و دیگر اماکن جغرافیایی و محیط‌های طبیعی از قبیل کوه‌ها و رودخانه‌های سولدوز متعلق به دوره‌های قبل از سکونت ایل قاراپاپاق بوده و اکثراً معنای ترکی نیز دارند، از قبیل: دیلنچی آرخی، گؤز آیران، ساخسی ‌تپه، گؤل، بالیقچی، شونقار، بایرام بوغا، قارا باش‌لو (این روستا از بین رفته)، تزه قالا، دمیرچی، چاکقال مصطفی، قارا قاپساق (قصاب)، شیرین بولاغ، آغا بی‌لو، قالالار (قلعه‌لر)، قارابولاغ، داش‌کسن، ایراق‌دهنه، آدا و … برخی از اماکن نیز با سکونت قاراپاپاق به صورت روستا و یا قصبه درآمده است که توسط اینان نامگذاری شده‌اند، از جمله: حسنلی، آرنا، نصیر تپه (تپه‌ی ناصر) و … به هر حال در این زمینه اسناد و مدارک خطی صادره از سوی دیوان قاجار خود گویای این مدعاست.
بر عکس در خصوص اسامی روستاهای سولدوز، ادهمی برای ادعای خود در مقاله‌اش هیچ مدرکی ارایه ننموده است.
در ادامه‌ی مقاله، ادهمی کوشیده است با ردیف کردن دیگر اسامی اماکن جغرافیایی سولدوز از قبیل اسامی کوه‌ها، رودها، وروستاهای منطقه به آن هویت کردی بدهد. در این راستا «قره داغ» به کیوه رش، داش دورگه به دورگه سنگی، فیرنگی داغ به فرنگ، بالقچی وگلوان چایی به پیروز به راز، گادار چایی به گادر، تفرجگاه یئددی گؤز به هفت کانی، گؤز آیران به کوزه گیران، سیران گؤلو به گولی سیران و از همه مهمتر کلمه سولدوز به سندوس تحریف و جعل شده اند و این در حالی است که در کلیه اسناد دیوانی و منابع موجود و حتی شرفنامه بدلیسی، نشانگر آن است که از سال ۷۰۰ سال قبل کلمه سولدوز در منابع تاریخی ثبت شده است.
سولدوز :
در اینجا از مقاله مهندس رحیم حاجی‌زاده – که در خصوص اماکن جغرافیایی آذربایجان نوشته شده است- بخشی را که به سولدوز اختصاص دارد می‌آوریم:
«نامی است از نام‌های کهن ترکی در ترکان، هم چنین نامی است در قونسور و ولایات ساوالان اَته‌یی/ دامنه‌ی سبلان. در اسناد و مدارک و گزارشات به اشکال «سولودوز» به معنی «سرزمین پر از آب» ( مهدی (مسعود) رضوی در کتاب تاریخ ایل قاراپاپاق.)
«سولو» و «دوز » به معنی «هامون پر از آب» (یوسف قهرمان پور. فرهنگ عامه ایل قاراپاپاق. علی خلخالی. نگاهی به شهرستان نقده ( ولایت تاریخی سولدوز ).
«سللی دوز» (مهدی (مسعود) رضوی.) به معنی «دشت سیل گیر»،
«سولدوز Sulduz» نام طایفه‌ای از اتراک (تاریخ آموزش و پرورش شهرستان نقده. عیسی یگانه به نقل از فرهنگ ترکی به فارسی سنگلاخ. «میرزا مهدی خان استر آبادی».)
«سلدوز»، «سلدوس»، «سولدوز»، «سو اولدوز» به معنی «سیاره آب» آمده است.
در دایره المعارف اسلامی مقاله مینورسکی در زیر کلمه‌ی «سولدوز» آمده است که ناحیه سولدوز را غازان خان در سال ۷۰۳ قمری به امیر چوپان سولدوز داده است و بر این اساس، وجه تسمیه‌ی سولدوز از نام امیر چوپان سولدوز گرفته شده است. (یوسف قهرمان‌پور).
در لغت نامه‌ی دهخدا در باره‌ی این کلمه این گونه آمده است: سلدوز امیر چوپان سلدوز یکی از امرای ترک بسیار مهم دوره غازان خان است که در زمان الجایتو امیرالامرایی داشت و دختران ایلخان دولندی را در ازدواج درآورده و حیثیت و جاه او به مقامی بود که الجایتو در بستر مرگ، پسر خود ابوسعید را به او سپرد. (تاریخ عصر حافظ، صفحه ۱۷).
در بعضی از کتب تاریخی گفته شده در سال ۸۰۰ هجری قمری امیر تیمور گورکانی هفت ایل ترک زبان را که یکی از آنان ایل سولدوز بوده به نواحی همدان و آذربایجان کوچانده و سولدوز، نام یکی از ایلات ترک زبان مذکور، به شمار می‌رود که در مهاجرت به آذربایجان به منطقه آمده سالیان طولانی در اینجا سکونت داشته‌اند و اکنون این ایل در ناحیه ترابوزان تورکیه ساکن هستند و به روایتی نام سولدوز از نام این ایل اخذ شده است. (عیسی یگانه. تاریخ ایل قاراپاپاق.).
امیرحسن کوچک نوه امیر چوپان از قبیله مغولی سولدوز طی دو نبرد نخجوان ۱۳۳۸ میلادی برابر ۷۳۹ هجری و نبرد مراغه ۱۳۴۰ میلادی برابر ۷۱۴ هجری، دسته جلایران را شکست داد. سپس سلسله ی چوپانیان قدرت خویش را در آذربایجان و ارمنستان و در شهر های سلطانیه و قزوین استوار ساخت. بر این اساس محال سولدوز پیش از از زمان استیلای سلسله‌ی چوپانیان به شمال باختری ایران، نام دیگری داشته و پس از دست یابی این طایفه به این بخش ها باید نام ایل خود «سولدوز» را براین جا گذاشته باشند. (فرود خسروی چیانه).
«سلدوز// سلدوس// سولدوز» یک کلمه‌ی تورکی است در شرح این کلمه آمده که: مغولان در زمان یورش به آذربایجان به این منطقه آمده، این ولایت را مسطح و هموار، دارای مرتع و چمن‌زار خوبی به مال، مواشی، و حشم خود یافته از خان و رئیس ایل خود به نام «سولدوز نویان» خواستند که نامی به این منطقه بگذارند و او هم نام خود را به این ولایت گذاشت و آن را «سولدوز» نامید. سابقه‌ی نام گذاری منطقه به نام سولدوز تقریباً به هشتصد سال قبل می‌رسد. (علی خلخالی.- وجه تسمیه سولدوز. اکبر زواری رضائی).
در پایان باید تأکید نماییم جعل و مصادره اسامی جغرافیایی متعلق به اقوام دیگر و تراشیدن هویت‌های غیرعلمی، بدون ارایه مدرک برای توپونیم‌های جغرافیایی، در جهت اهداف شوم سیاسی خاص به غیر از بردن آبروی شخص راه به جایی نخواهد برد و نشانگر نوعی ضعف‌ تئوریک فرد و خالی بودن وی از بار علمی مناسب است و در جهت هموار نمودن جاده برای اجرای اهداف سیاسی توسعه‌طلبان می‌باشد و نتیجه آن چیزی جز ایجاد اختلاف قومی و آتش‌افروزی در این موقعیت حساس خاورمیانه و جهان اسلام نیست.
نویسنده: عیسی یگانه

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :